فقط بیست روز گذشت و من انگار کولهباری از خاطرات روی دوشمه که دلم میخواد ازشون حرف بزنم.
ولی ای کاش بینِ این خاطرات واژهی کربلا از همه پررنگ تر بود. چه کنیم قسمت نبود دیگه. وِی بغضِ خود را قورت میدهد-
بچهها.. یکی از چیزهایی که تو این زمانِ کوتاه متوجه شدم این بود که به اینجا خیلی وابسته شدم و حقیقتا((((((((:.