خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روز یازدهم چله زیارت عاشورا"
"روز دوازدهم چله زیارت عاشورا"
امروز نشسته بودیم رو صندلی های سبز رنگِ مطب، یه لحظه به مامان خیره شدم که داشت دربارهی دکتر توضیح میداد، ولی من حواسم یه جا دیگه بود، حواسم به چروک های ریزی بود که زیر چشم هاش افتاده بود، و من ترسیدم، از بزرگ شدن، از بالا رفتنِ سنِ مامان و بابا.
از لحاظِ جزئیات //