خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روز چهاردهم چله زیارت عاشورا"
"روز پانزدهم چله زیارت عاشورا"
یه حالتی هم هست انگار پُر از حرف های تلنبار شده ای و دلت میخواد ذهنت خالی شه ولی نمیتونی بنویسی، انگار نمیشه به زبونش آورد، انگار کلمات هم تو این لحظه ها عاجز میشن.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روز پانزدهم چله زیارت عاشورا"
"روز شانزدهم چله زیارت عاشورا"
هدایت شده از هزارمن
موقع راه رفتن پاهامو روی زمین میکشم، موهام رو شل میبندم، لیوان رو نصفه پر میکنم، چایی رو سرد میخورم. احساس میکنم گردِ فرسودگی روی تمام وجودم نشسته. کاش میشد برای یه مدت طولانی هیچکاری نکرد.
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِ سرآغاز سال کو؟
- قیصر امینپور
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
خسته شدم، خیلی خسته شدم که تموم نمیشی.
بچههاجون، سه تا یا ابوفاضل برای یه بنده خدایی میگید؟ عینِ همیشه ممنونتونم..؛)💘
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روز شانزدهم چله زیارت عاشورا"
"روز هفدهم چله زیارت عاشورا"
امسال مدرسه رو با تمومِ استرس ها و فشار هایی که وجود داره دوست دارم، زنگ فلسفه جالبطوره و دبیرش خیلی نانازه، دبیرِ جامعه شناسیمون هم واقعا جینیجسکسجصئه نمیدونم چطوری توصیفش کنم، وای وای وای دبیر روانشناسی رو نگفتم نه؟:))))))