امروز وقتی از راهپیمایی برمیگشتیم تو یه خیابونی بودیم که بافتِ قدیمی داشت، درخت ها تنومند بودن و برگ هاشون کف خیابون ریخته بود، مغازه ها بوی قدیمیبودن میدادن، مثلا گوشهی یکیشون یه قاب عکس کوچیک بود، یه لامپ مهتابی از سقف آویزون بود و یه گل پتوس از دیوارش بالا میرفت، صاحب مغازه هم یه پیرمرد گوگولی با کلاهِ بافتنی بود.
خلاصه فقط یه گوشی کم داشتیم برای تولید محتوا.
راستی برای روز دانشآموز بهمون جوراب دادن، سفیده روش گیلاس داره [چِری چِری لِیدییی] هرچند کوچک و کم ولی راضیم به رضای خدا خیلی هم دوسش دارممم.
خدایا این ذوق های کوچیک رو از ما نگیر، آمین.
هدایت شده از «منِفیالحال»
اگِه نِشُد فِراموشم چشاش، صدای قیشنگش چی؟
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
مداح های موردعلاقهم توی یک قاب + لالاییِ مازندرانی:))))
هدایت شده از . رستاك .
کاش دعوتم کنی بیام، کاش یه گوشه از مجلست منو جا بدی. من خیلی دلم گرفته از دنیا، دلم روضه میخواد، دلم گریه میخواد، گریه زیاد ... آخ مادر کاش مثل قبلنا سر منم به دامن بگیری و بزاری گریه کنم. مگه من جز شما کسی رو دارم؟