از طرف سالن شبانه تقدیم به رویای رنگی پنگی اریکا:
با وارد شدن به چنل«اریکا با رویای رنگی پنگی»حس میکنید وارد جنگلی شدید که نور خورشید از میان شاخ و برگ های درختان انبوهش به زمین تابیده و ذرات گرد و غبار معلق در هوا گویی طلسمی جادویی را به نمایش میگذارند
در این جنگل قارچ هایی با رنگ های زنده و طرح های متنوع وجود دارد که مانند نگین هایی بر مخمل سبز میدرخشند
هر قارچ داستانی از خود دارد
به هنگام شب که همه جا را تاریکی فرا گرفته قارچ ها مانند فانوس هایی کوچک نور ملایمی از خود ساطع میکنند
انعکاس ماه در دریاچه و رقص زیبای قو ها نمایش شبانه است
و در قلب این جنگل اریکا نگهبان جنگل حضور دارد اون مانند پری جنگل با نگاهی مهربان و و لبخندی که نور خورشید را در خود دارد از این قلمرو محافظت میکند
اریکا با ذوق و هنر خود رنگ ها و نور ها را چنان در هم می آمیزد که هر پست برای شما پنجره ای به این دنیا باشد
«اریکا با رویای رنگی پنگی»
پناهگاهی برای تمام کسانی است که در هیاهوی زندگی دلتنگ رویا های رنگی و لمس طبیعت هستند
هدایت شده از برکهی مخفیگاه*
تو از آن آدمهایی هستی که حضورشان شبیه صدا نیست، شبیه مکث است؛ شبیه لحظهای میان دو نت، میان دو نفس…
انگار جهان در کنار تو کمی آرامتر میشود؛ نه از جنس سکوتِ ساده، بلکه سکوتی پر از معنا، مثل نور غروب روی زمین…
اگر پاییز حافظه داشت، شاید تو را میان بوی کتابهای قدیمی و آهنگهای دور نگه میداشت…
و اگر هاگوارتز جایی واقعیتر از داستانهاست، شاید همین لحظه باشد؛ جایی که آدمها با حسشان شناخته میشوند، نه با نامشان…
تو از آن آدمهایی هستی که انگار با خودشان یک جهان کوچک حمل میکنند؛ جهانی از موسیقی، خاطره و سکوتهای گرم...
پیشکشی به گمشدهی هاگوارتز:
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓐𝓻𝓬𝓪𝓭𝓮