وقتی آهنگ درس سریع میخونه و میذاری روی 0,5x تا بتونه تکرار کنه باهاش😆
پ.ن: این تکنولوژی تو لپتاپ رو امروز کشف کردم🕶
پ.ن۲: اگه چیزی نمیگفتم قطعا شما هم متوجه نمیشدین این ریتم اصلی آهنگ نیست.
آفتابگردونم 🇮🇷
عه یه چیز باحال جدید پیدا کردم
اگه این فیلم و رو 2x بذارید
میشه ریتم اصلی آهنگ😂
امتحان کنید ببینید با اون سرعت میتونید بخونید؟😏
امروز داشتم فکر میکردم
شدم عینهو شکست عشقی خوردههایی
که خودشونو با کار دار میزنن
تا «طرف» کمتر بیاد تو ذهنشون
فقط مشکل اینجاست که
من «طرف» ندارم!
پس چرا هر کار و برنامه جدیدی میشه
با وجود اینکه دارم جر وا جر میشم
با آغووووووش باز پذیراشم؟
آدمایی که تو دایره امنم قرار دارن
تنها کسایین که کنارشون
ناخودآگاه حس آسیبپذیر بودن
بهم دست میده...
کنار بقیه آدما یه کوه محکمم
که نه اشکی ازم میبینن، نه کمترین
غر و ناراحتی و اذیت شدنی⛰
حتی اگه واقعا دارم له و لورده میشم
چیزی بروز نمیدم بهشون
به آدمای امنم هم نمیخوام بگم
واقعا نمیخوام هیچی بروز بدم
ولی بدنم، قلبم، حس امنیت میکنه
قلبم میگه: بیا عزیزم که یه همدرد،
یه همصحبت برات پیدا شد.🫀
این تو رو میفهمه! پیشش راحتی!
حالا هی مغزم داد میزنه: ای قلب!
رسوامون نکن دیگه! من اینهمه زور
نزدم که کنترل اعضا و جوارح رو
محکم به دست بگیرم تا خطا نرن
تا پیش هر کسی وا ندن!🧠
بعد تو یهو میزنی زیر میز؟ انصافانست؟!
قلب میگه: بشین سر جات بابا!
اینا «هرکسی» نیستن...🫀🌱✨
#جمع_اضداد 🌑 #نیمه_تاریک
یاد امام علی (ع) افتادم
یعنی ایشونم هر بار پیامبر(ص)
و حضرت زهرا (س) رو میدید،
حس میکرد کنار آدم امنشه؟
بعد شهادت پیامبر، هروقت حضرت زهرا(س) رو میدید، ناخودآگاه حس آسیبپذیر بودن بهش دست میداده؟ انگار که هیچی رو نمیتونه از این آدم پنهون کنه. انگار که نگفته هم حالشو میفهمه...
بعد حضرت زهرا(س) دیگه
آدم امنی پیدا نکرد
دیگه هیچکس نبود که اونقدر
خوب علی رو بفهمه
جز چاه!
اونم نمیفهمید!
ولی حداقل از نامردهای انساننما،
صد برابر بهتر بود...
از کجا درس گرفتم؟
امروز هر چی بلا بود سر پای راستم اومد
چون پای تکیهگاهم پای راستمه
پای قویترم، اونی که در مقابل درد و فشار و... مقاومتره، پای راستمه.
بنده خدا توسط کشو خراشیده شد
بعد شصتش رفت تو در یا دیوار نمیدونم
آخر سر هم که پاشنش گرفت به پله...
یعنی از عقب و جلو و بالا و پایین مورد عنایته
ولی محکم وایساده و منو راه میبره
حالا پای چپم اگه بود، با توجه به سابقه شکستگیش، سر اولین ضربه خونه نشین بودم...
و جالبه هر بلایی سرم اومد، فقط پای راستم درگیر بود. ذرهای به پای چپم چیزی نخورد.
ذهنم درگیر شد...
«گر نگهدار من آنست که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد!»
پس یعنی اتفاقی نیست.
این ماجرا یه درس داره برام
که بگه ای زهرایی که از فشارهای روت ناراحتی
بدون به چیزی که میخوای بشی نزدیکتر شدی
این بلاها هم طبیعیه. باید باشه
تا ارادتو بسازم. تا خودتو بسازم!
کم نیار! تو قویتر از اینایی!
✍🏻 #آفتابگردون
اتحادیه دانشجویان بین الملل (UIS) عزیزم
جایی که مثل یه پورتال جادویی
من رو به تمام جهان وصل میکنه
تو ایرانم، تو تهرانم! ولی همزمان کنار این آدما
در اقصی نقاط جهان دارم قدم میزنم!
امروز کنار خواهر و برادرانم از سراسر جهان
به تماشای فیلمی نشستیم
تا اوضاع این روزهای لبنان رو
عمیقتر درک کنیم...
اسمش «جنگ ۳۳روزه» بود.
به زبان لبنانی و عبری با زیرنویس انگلیسی
و در آخر ساندویچ اندونزیایی خوردیم
که خیلی شبیه سالاد الویه خودمون بود.
امروز یکی از آدمای محدودی که تو زندگیم
تونستن منو سورپرایز کنن رو دوباره دیدم.
خبر امروز کوتاه بود و مسرت بخش:
آیه ایرااااااااااااانه!
#یاد_باد ۳ آبان ۱۴۰۳