جدای از اینکه هنوز منطق اینکه «یکی یهو بیاد وسط زندگیت و نزدیکتر از همه آدمایی که ۲۰ سال باهاشون بودی، برات بشه» رو متوجه نمیشم، ولی ازدواج خوب از این منظر که یه خانواده دیگه بهت میده تا کنارشون بتونی احساس راحتی کنی، با وجود تمام درگیریها و سوءتفاهمها و حتی دعواهایی که ممکنه پیش بیاد، خیلی ایده قشنگیه.
انگار «خونه» آدم دوتا میشه
از یه جا به بعد انگار دوتا مامان منتظرته
دوتا بابا هواتو داره
خواهر و برادرهای بیشتری داری
و فکر کردن به اینا
آدمو به ازدواج امیدوار میکنه...
#آفتابگردون
حرفای ازدواجی منو به خودم نگیرید
این روزا متاهلها و پا به عقدهای
دور و برم خیلی زیاد شدن.
بچهها استراحت خیلی خوبه!
امروز دانشگاه نرفتم
واقعا جونشو نداشتم
سه روز گذشته از خستگی
لب مرز مریضی بودم
دیروز حتی گلومم درد گرفت
ولی الان که خوابیدم سالمم
#درس_امروز
استراحت کن!
هر جا که نیاز میبینی استراحت کن
هیچ اشکالی هم نداره
لازم نیست حتما مریض شی تا مرخصی بگیری
یا کلاستو غیبت کنی.
اگه واقعا و عمیقا چه جسمی چه روحی
خستهای، یه استراحت بذار
یه شروع دوبارهی پررررر انرژی
بعضی وقتا تنها چیزیه که لازم داری.
اگه به استراحت اهمیت ندی
و بدون توقف پیش بری
یه جای کار که حتما جای خوبی هم نیست
موتورت جوش میاره...
و تو میمونی و عذاب وجدان کارای نصفه مونده!
جواب ابلهان #خاموشی است
به روایت بازگشت برنامههای قطعی برق
بعد از سه سال :))))
آفتابگردونم 🇮🇷
جواب ابلهان #خاموشی است به روایت بازگشت برنامههای قطعی برق بعد از سه سال :))))
حیف که توییتر ندارم اینو توییت کنم
ولی از طرفی هم واقعا خوشحالم
که تو ماتریکس زندگی نمیکنم
ماتریکس اینستا، واتساپ، توییتر و دوستان
عصبانیم...
یکی از استادا اومده گروه بندیمون کرده
و من دقیقا با همون پسره چلغوزه افتادم
که تا حالا چند بار بحثمون شده...
یعنی کارد بزنی خونم درنمیاد
دعا کنید پاش به پام گیر نکنه وگرنه بعید نیست بزنم بکشمش...
یعنی لااااااامصب با هرررررررر پسر دیگه ای میانداخت هیییییییچ مشکلی نداشتم
هییییییییچی
۷ تا پسر داریم بعد دقیقا با این افتادیم...
آفتابگردونم 🇮🇷
عصبانیم... یکی از استادا اومده گروه بندیمون کرده و من دقیقا با همون پسره چلغوزه افتادم که تا حالا چن
از یکی از بچه ها شنیدم رفته پیش استاد
التماس و زاری که استاد
راه نداره گروهمونو عوض کنیم؟
من با یکی از همگروهیام قبل اومدن به دانشگاه دعوام شده!
منو میگه😂😂
خوشحالم که اون زهر چشم هنوز یادت هست
پسرکه پررو😒
حالا درسته من هی میخواستم تو کلاس بعد اعلام این گروه بندی بگم که
«استاد تو گروه ما همین که خون راه نیفته، من اعلام برد میکنم. ارائه و کار گروهی و بقیش پیشکش»
که البته خودداری کرده و نگفتم در آخر
ولی حداقل انقدرم بچه بازی در نیاوردم برم التماس کنم برای تغییر گروه🥸