eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
400 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
اون لحظه که استاد گفت خودم صفر تا صد گروه بندیاتونو می‌کنم و از قصد کسایی رو با هم میندازم که با هم راحت نیستن، فکرشو کرده بودم. می‌خواستم به فکرم اهمیت ندم. انکارش کنم. وقتی استاد گفت «تو سازمان ها خیلی اوقات هم تیمی هاتون رو خودتون انتخاب نمی‌کنید و مجبورید حتی با کسی کار کنید که باهاش خوب نیستید» ذهنم رفت سمتش. گفتم خدایا هر کی هست فقط این نباشه من به معنای واقعی کلمه، با همه بچه های کلاس کنار میام جز این... اونم باز من سعی می‌کنم کنار بیام، خودش نچسب بازی در میاره... 🕶
اون لحظه که استاد این جمله طلایی رو گفت «باید یاد بگیرید رشد کنید.» و رو کلمه «رشد» بارها تاکید کرد، شاخکام تیز شد. رشد... کی تو این کلاس می‌تونه از همه بیشتر رشدم بده؟ دقیقا چیزی که الان باید یاد بگیرم، چیزی که رشدم می‌ده، پیدا کردن یه راه واسه کنار اومدن با این آدمه. با بقیه که کنار میام. ولی باز می‌خواستم نباشه. می‌خواستم اجتناب کنم، مثل همیشه... ولی خدا برام سخت‌ترین کار ممکن رو گذاشت. چون می‌دونه من زن راه سختم! من باید رشد کنم. فراتر از همه موانعی که سر راهمه، موانعی که روی روحم سنگینی می‌کنه... من باید رشد کنم، بی حد و حصر!🕊 چیزی که رشدم می‌ده، گذشتن از بزرگترین مانع موجوده، کسی که بهم یادآوری می‌کنه کجا ضعف دارم تو ارتباط گیریم. کجا باید بزرگوارانه برخورد کنم و بچه بازیاشو ندید بگیرم. اینکه چطور با همچین آدمی کنار بیام که ممکنه در آینده چه تو زندگی و چه تو شغلم، از این آدما کم نبینم. که با تمام وجود حالم ازش بهم می‌خوره ولی مجبوریم بخاطر یه هدف مشخص همکاری کنیم... باید اینو یاد بگیرم. و خیلی چیزای دیگه، که هنوز نمی‌دونم چین. 🕶
نمی‌خوام جا نماز آب بکشم ولی به چیزی که اعتقاد دارم سعی می‌کنم عمل کنم من به این اعتقاد دارم که تک تک اتفاقات توی زندگی، اتفاق نیستن! اونا کار خود خود خدان. و با دقت و برنامه ریزی، دقیقا همون لحظه همووووون لحظه که توقعشو نداری سر راهت قرار می‌گیرن تا تو رشد کنی! وقتی عمیقا باور داشته باشی که این انتخاب، این گروه بندی گذشته از اینکه دست استاد بوده دست شخص شخیص خدا بوده دلت به آرامش می‌رسه به حکمت استاد ممکنه اعتماد نکنی ولی حکمت خدا رو زیر سوال نمیشه برد. عینک توحیدی همچین چیزیه👓 تو یه عبارت خلاصش کنم: همه چیز کار خود خداست نه بنده‌های خدا! ✍🏻
آفتابگردونم 🇮🇷
بچه‌ها استراحت خیلی خوبه! امروز دانشگاه نرفتم واقعا جونشو نداشتم سه روز گذشته از خستگی لب مرز مریضی
بچه‌ها علاوه بر استراحت سرم زدن هم خیلی خوبه! تازه امروز فهمیدم اینا که کلی بدو بدو دارن، آدمای کله‌گنده‌ای که از این جلسه به اون جلسه میان و می‌رن و بعضی وقتا می‌گن من قبل جلسه شما زیر سرم بودم، دقیقا از چی حرف می‌زنن.
از این لحظه به بعد هر وقت ذره‌ای احساس کردین دارم به شروع کردن یه سریال جدید فکر می‌کنم، لطفا با تیر خاموشم کنین. کار و زندگی زمین مونده کم ندارم هی همش تو مغزم حرص و جوش زندگی یه کاراکتر خیالی رو هم باید بخورم. گیری کردیم...😕
آفتابگردونم 🇮🇷
از یکی از بچه ها شنیدم رفته پیش استاد التماس و زاری که استاد راه نداره گروهمونو عوض کنیم؟ من با یکی
بنده خدا😂😂😂 انقدر ترسیده که نکنه کارا رو بدون اون انجام بدیم، خودش دست به کار شده گروه زده ویس هم فرستاده احتمالا تقسیم کار کرده😂😂 می‌گم «احتمالا» چون گوش ندادم هنوز. حالا دو روز صبر می‌کردی هفته تموم شه من خودم آخر هفته گروه می‌زدم.🚶🏻‍♀ یه ماه دیگه ارائه داریم. حالا چه عجله‌ایه😂
شاعر می‌فرماد از آن نترس که های و هوی دارد... بذار ببینیم با این شروع طوفانی تا کجا پا کاری آقای الف!
دونالد وینیکات: زیادی معقول بودن؟! انعکاسی از فقر روانیه. دیوانگی، بخش مهمی از زندگیه.
می‌دونی؟ من عاشق روزای بارونیم چون از گریه کردن بدم میاد و تا جای ممکن اجازه گریه به خودم نمی‌دم و برام خیلی جالبه که بارها شده وقتایی که خیلی بهم سخت می‌گذره و لب مرز گریه میرم بارون میاد...☔️ انگار آسمون می‌گه، غصه نخور انقدر به خودت فشار نیار من به جات گریه می‌کنم... هر چی اشک دارم، همش برای تو تو فقط خوب شو. بازم پرانرژی باش بگو و بخند مثبت نگر باش همه چی حل میشه. باشه آفتابگردون؟ 🌑
به خودم سخت می‌گیرم یجور اذیت و درمانده‌ام به خودم سخت نمی‌گیرم یجور اذیت و درمانده‌ام پروردگارا خب شما بهم بگو من الان دهن کیو سرویس کنم؟!
هر بار میاد خونمون عموش عین یه چرخ و فلک انسانی باهاش بازی می‌کنه. اسم بازیشونم له و لورده کردنه😐😂 منم معمولا خودمو درگیر این بازیای پرزحمت نمی‌کنم. از دور نگاه می‌کنم می‌خندم. اینبار عموش نبود. بهش گفتم بیا بازی خیلی جدی گفت: این بازی برا پسراس🥸 گفتم برو بابا من خودم یه پا پسرم🗿 هیچی دیگه، یه نوع جدیدی از چرخ و فلک انسانی اختراع کردیم که آخرش، به طرز عجیبی بهم گره می‌خوردیم🤓 و هر بار از عجیب بودن گره خوردنمون از خنده روده بر می‌شدیم😂