آفتابگردونم 🇮🇷
چه شعر قشنگی زدن رو مزارش
الان دقت کردم
دم شاعر خوش ذوقش گرم...
خیلی جنگی بعد مزار
رفتیم خونه حاج قاسم
البته خودش این اسمو دوست نداشت
میگفت نگید «میریم خونه حاج قاسم هیئت، مجلس. من که کسی نیستم. اینجا خونه حضرت زهرا(س) هست.»
این شد که اسم خونشو بیت الزهرا(س) گذاشت.
هر چی هدیه هم بهش میدادن،
میذاشت تو بیت الزهرا
مثل فرش حرم امام حسین(ع) که اون سفیدست، فرش حرم حضرت زینب(س) که اون قرمزست.
اون ضریح هم مال حضرت رقیست :)
وقتی حرم خانومو بازسازی میکردن دادنش به حاج قاسم.
من که خیلی احساس غرور کردم یه ایرانی انقدر جایگاه مهمی داشته برا اون کشورا، که همچین هدایای نفیسی بهش دادن.
کاش ما هم بتونیم انگشت کوچیکه حاجی بشیم تو امر ظهور مولا...
بعد برگشتیم اسکان
با دوستم میرفتیم سرویس بهداشتی
که کار خادمای فرهنگی چشممونو گرفت
جملات قصار نقطه زنی نوشته بودن
آدم عین تیک عصبی هی وایمیستاد وسط راه
تو فکر فرو میرفت یه لحظه😯😄
فعلا ماجرای روز اولو داشته باشید
تلنگراتونو تا اینجای کار بخورید🗿
تا روز دوم و بیام تعریف کنم بعدا👀
هر بار که میبینم و میشنوم شهدا زندگیامونو لمس کردن، برام تازگی داره و جذابه
اینکه حواسشون بهمون هست
لحظه لحظمونو شاهدن
تو یه بزنگاههایی دستمونو میگیرن
فقط کاش ما سرتقی نکنیم و دستمونو نکشیم.😔
بعضی وقتا بهش فکر میکنم
شهدا که اینجورین
ببین دیگه ائمه کین!
خداوکیلی تو تصورم نمیگنجه
فرض کن همین حاج قاسم و هزار برابر کنیم
بشه مثلا امام حسین (ع)
اولا که هزار برابر حاج قاسم اصلا تو تصوراتم نمیگنجه که چجوریه
دوماً امام حسین (ع) حتی از اونم بالاتره.
واقعا مغز آدم منفجر میشه به ته اینا فکر میکنه😳🤯
🎙 #تریبون_آزاد
#آفتابگردون 🌻