eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
401 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
هر دختری دوست دارد به خانه پدر برود. آمدم ولی دیر آمدم. آمدم ولی در نبودت آمدم... به زینب خیلی غبطه می‌خورم زینب قبل شهادت حاجی می‌شناختش بیت الزهرا می‌رفت. حاجی رو از نزدیک دیده بود. ولی من... من فقط پنج ساله حاجی رو می‌شناسم بعد آسمونی شدنش شناختمش. دیر شناختمت سردار... خیلی دیر...
بعد برگشتیم اسکان با دوستم می‌رفتیم سرویس بهداشتی که کار خادمای فرهنگی چشممونو گرفت جملات قصار نقطه زنی نوشته بودن آدم عین تیک عصبی هی وایمیستاد وسط راه تو فکر فرو می‌رفت یه لحظه😯😄
فعلا ماجرای روز اولو داشته باشید تلنگراتونو تا اینجای کار بخورید🗿 تا روز دوم و بیام تعریف کنم بعدا👀
هر بار که می‌بینم و می‌شنوم شهدا زندگیامونو لمس کردن، برام تازگی داره و جذابه اینکه حواسشون بهمون هست لحظه لحظمونو شاهدن تو یه بزنگاه‌هایی دستمونو می‌گیرن فقط کاش ما سرتقی نکنیم و دستمونو نکشیم.😔 بعضی وقتا بهش فکر می‌کنم شهدا که اینجورین ببین دیگه ائمه کین! خداوکیلی تو تصورم نمی‌گنجه فرض کن همین حاج قاسم و هزار برابر کنیم بشه مثلا امام حسین (ع) اولا که هزار برابر حاج قاسم اصلا تو تصوراتم نمی‌گنجه که چجوریه دوماً امام حسین (ع) حتی از اونم بالاتره. واقعا مغز آدم منفجر میشه به ته اینا فکر می‌کنه😳🤯 🎙 🌻
امروز ۱۲ دی ماه و اولین روز سال میلادی تولد شمسی بابا رضاست :)
شرط می‌بندم اونی که تقویم میلادی رو با تولد جعلی حضرت مسیح(ع) ساخته، اگه یه درصد امکان داشت که متوجه این موضوع بشه تاریخ تولد حضرت مسیح و ابتدای تقویم میلادی رو کلا دوباره عوض می‌کرد😂
همیشه حتی تو بچگیام از این رنگ‌های جیغ تو چشم برای لباس زمستونی بدم میومد چیه آدم کاپشن صورتی بپوشه🤨 گوشواره چیه میندازن تو گوش بچه! از گوشش میفته. گم می‌کنه!! «چون دست به گم کنی خودم محشر بود😋» و اینجوری بودم که من عمرا برا دخترم کاپشن صورتی بخرم اینهمه رنگ خوشگل دیگه تو دنیا هست مثلا سبز🤓 روزگار گذشت بزرگتر شدم و به چشم خودم دیدم «کاپشن صورتی با گوشواره‌های قلبی» نماد مقاومت مردم ایران شد... حالا منم آرزومه یه دختر داشته باشم که کاپشن صورتی تنش کنم و ببرمش مزار حاج قاسم🌻🌱 ✍🏻
آفتابگردونم 🇮🇷
فعلا ماجرای روز اولو داشته باشید تلنگراتونو تا اینجای کار بخورید🗿 تا روز دوم و بیام تعریف کنم بعدا👀
بریم ادامه ؟ تلنگراتونو خوردین؟😁 امروز که سالگرد شهادت مقارن با روز ولادت امام باقر (ع) هست✨ ادامه روایت توش لحظات شاد بیشتری داره.
آفتابگردونم 🇮🇷
اون شب، تنها شبی بود که کرمان خوابیدم از سرمای استخوان سوزش بگذریم قلبامون خیلی گرم شد. به لطف یکی از بچه‌ها که گیر داده بود «بیاید پاتختی بگیریم»😳 از پاتختی اصفهانیا یچیز شنیده بود می‌خواست پیادش کنه. منم می‌خواستم زود بخوابم مثل همیشه خب خسته بودم😕 ولی هم جالب بود هم تکرار نشدنی. لذا یه شب ناپرهیزی کردم🤓 همینجوری یکیو گیر آوردیم نشوندیم وسط و شد عروسمون👰🏻‍♀ یه تیم شدن فامیل عروس یه تیم هم فامیل دوماد آدما عروس شعر می‌خوندن آدما دوماد جواب می‌دادن و برعکس😂 یکی هم اون وسط قابلمه پیدا کرده بود ریتم می‌رفت😂 خلاصه فضای سمی بود