همیشه حتی تو بچگیام
از این رنگهای جیغ تو چشم
برای لباس زمستونی بدم میومد
چیه آدم کاپشن صورتی بپوشه🤨
گوشواره چیه میندازن تو گوش بچه!
از گوشش میفته. گم میکنه!!
«چون دست به گم کنی خودم محشر بود😋»
و اینجوری بودم که
من عمرا برا دخترم کاپشن صورتی بخرم
اینهمه رنگ خوشگل دیگه تو دنیا هست
مثلا سبز🤓
روزگار گذشت
بزرگتر شدم
و به چشم خودم دیدم
«کاپشن صورتی با گوشوارههای قلبی»
نماد مقاومت مردم ایران شد...
حالا منم آرزومه یه دختر داشته باشم
که کاپشن صورتی تنش کنم و ببرمش
مزار حاج قاسم🌻🌱
✍🏻 #آفتابگردون
آفتابگردونم 🇮🇷
فعلا ماجرای روز اولو داشته باشید تلنگراتونو تا اینجای کار بخورید🗿 تا روز دوم و بیام تعریف کنم بعدا👀
بریم ادامه #سفرنامه ؟
تلنگراتونو خوردین؟😁
امروز که سالگرد شهادت مقارن با
روز ولادت امام باقر (ع) هست✨
ادامه روایت توش لحظات شاد بیشتری داره.
آفتابگردونم 🇮🇷
اون شب، تنها شبی بود که کرمان خوابیدم
از سرمای استخوان سوزش بگذریم
قلبامون خیلی گرم شد.
به لطف یکی از بچهها که گیر داده بود
«بیاید پاتختی بگیریم»😳
از پاتختی اصفهانیا یچیز شنیده بود
میخواست پیادش کنه.
منم میخواستم زود بخوابم مثل همیشه
خب خسته بودم😕
ولی هم جالب بود هم تکرار نشدنی.
لذا یه شب ناپرهیزی کردم🤓
همینجوری یکیو گیر آوردیم
نشوندیم وسط و شد عروسمون👰🏻♀
یه تیم شدن فامیل عروس
یه تیم هم فامیل دوماد
آدما عروس شعر میخوندن
آدما دوماد جواب میدادن
و برعکس😂
یکی هم اون وسط قابلمه پیدا کرده بود
ریتم میرفت😂 خلاصه فضای سمی بود
گزیده اشعاری که یادمه:
شاما که خُب مِخوردین
یه قابلامم که بردین
این چی چییِست آوردین؟😕
آدما دوماد: اینا همه نازه، کمبود جاهازه
آدما عروس: عروس ما ناز نداره، کمبود جاهاز نداره🗿
آدما عروس: اینا همش بهونس، کمبودیای خونس.
آدما دوماد: دوماد ما نعنا داره، یه دس خونه تنها داره.🗿
آدما دوماد: آی نعنا نعنا نعنا، مادر عروس شد تنها
آدما عروس: آی پونه پونه پونه، یکی دیگه هس تو خونه😐😂
و اشعار بیشمار مسموم دیگر...
اصفهانیای جمع گردن نگرفتن🥸
ولی اونایی که لحجه رو بلد بودن و
میتونستن تقلید کنن، میخوندن
بقیه هم زیر صدا میومدن.
پ.ن: سعی کردم با لحجه بنویسم.
تهشم حدیث کسا خوندیم دورهم🕶
برای مریض منظور دعا کردیم😁
و زود گرفتیم خوابیدیم تا اذان خواب نمونیم
جمع مونث سالم همین باید باشه
مسخره بازیاتون دور همه
کر کر خنده هاتون با همه
ولی عوضش دعا و عبادتتونم کنار همه
هیئت رفتناتونم با همه
همه کارای خوب و بدتون کنار همه
و حتی کارای بدتونم تهش به خوبیات منجر میشه
و اصلا کنار هم به بهتر شدن فکر میکنین.
کسی کسی رو تکفیر نمیکنه
که خاک تو سرت تو اینجوری😕
بلکه با مهربونیت تذکر میدن عزیزم
اینجا جاش نیست☺️👊🏻😂
همین درسته به نظرم
الهی این جمعهای مذهبی سالم
گسترده بشن!!
#یاد_باد
کله سحر شنبه برای نماز صبح بدو بدو رفتیم مزار حاجی.
وقتی کلا دوتا نماز کرمان بودم و نمیخواستم حتی لحظهای از اتفاقات رو از دست بدم.
مزار سر صبح خیلییییییی خلوت بود
البته خب حق دارن
تو اون 🐶سرما کی از خونش میاد بیرون بره قله کوه مزار...
ولی خب یه دیوونههای عاشقی هم بودن مثل ما که اومده بودن☺️
البته دم مزار سردار از این بخاری گوندع هیئتیا گذاشته بودن دمشون گرم.
با یاری همسایهها و فلشهاشون
چارتا عکس هنری گرفتم از خود مزار
یدونه هم از این اداییا😂
جاتون خالی یخ بستم تا برسم اسکان
رفت و برگشتمون چون کم بودیم، اسنپ گرفتیم. به اتوبوس نرسیدیم.
عکس آخرم صبحونمون بعد زیارت بود.
اسم اون نونه رو گذاشتم «بربری کرمانی»
خیلی خوشمزه بود.
ایشالا قسمتتون😁