فصل سوم محفل به تنهایی ترکونده هیچی
تازه فهمیدم دو پارت در روز پخش میشه
یبار قبل افطار شبکه سه
یبار ۱۱:۳۰ شب شبکه قرآن
و هر کدوم مهمانانش فرق میکنه
ماه رمضون امسال کلا پای تلویزیون
بشینیم محفل ببینیم😀
دیروز با کانون دخترانه دانشگاه
اولین جلسه سلسله نشستمون بود
با موضوع چرا ازدواج!
استاده حرفای جالبی میزد
در ادامه به چندتا از دیالوگهای
طلاییش اشاره میکنم
هم به درد متاهلا میخوره هم مجردا
#درس_امروز
۱) همسر شما هیچوقت نباید احساس کنه رقیب داره.
این رقیب پدر باشه، بچه باشه، کار فرهنگیتون باشه فرقی نمیکنه.
همش باید این پالس بهش برسه که: خاص ترین آدم زندگی این آدم منم و هیچ رقیبی ندارم.
۲) دخترایی که خیلی شو دارن خیلی پیشرفت نمیکنند. شو یعنی نمایش. یه کاری کردی، حتی اگه بزرگ هم باشه نباید بزرگ تعریفش کنی. نباید فکر کنه تو میتونی رو پای خودت وایسی.
مردا هیچوقت نباید احساس کنند تو داری قوام میشی. قوام یعنی ستون خیمه!
اونجوری خیمه دوتا ستون پیدا میکنه و کج و کوله میشه.
۳) اینکه آیه داریم (الرجال قوامون علی النساء) یعنی مرد قوام زندگیه، ستون خیمست. زن چادر خیمست که به اون ستون تکیه داده و سایش بالا سر همه زندگیه. (این تشبیه رو خیلی دوست داشتم)🛖
آفتابگردونم 🇮🇷
چرا عاشق #تمنا شدم؟ (قسمت پنجم)
به خودم اومدم دیدم
ادا منعطفها رو درآوردن، منعطفم کرد
ادا صبور بودن صبورترم کرد
ادا مراقب بودن، مراقبترم کرد نسبت به مردم
ادا مسلمون بودن، مسلمونم کرد
ادا خوب بودن، خوبترم کرد.
و از اون طرف
ادا حال بدا رو درآوردن، حالمو بد کرد
ادا بیحوصله بودن، بیحوصلم کرد
ادا زود جوش بودن، زود جوشم کرد
ادا مریضا رو درآوردن، مریضترم کرد
آدما بنده ادا و عاداتن.
طول کشید که بفهمم، اداست که
تبدیل به عادت زندگیم میشه!
چیزی که استاد همیشه بهش تاکید داشت.
الان قشنگ حس میکنم
دیگه با بیبرنامگیها عصبانی نمیشم
(فعلا بیبرنامگیهای کوچیک)
دیگه با جا زدن مردم، با بدقولیاشون
با به هر دلیلی کنارم نبودناشون
ناراحت و عصبانی نمیشم.
دیگه توقعی ندارم...
نیستی؟ نباش! خدا که هست
امام زمان (عج) هست
خودم هنوز با تمام کم و کاستیام
محکم و مستحکم وایسادم!
من هدفم رو، الگوم رو پیدا کردم
دیگه بود و نبود آدما چه فرقی داره؟
ان تقوموا لله مثنی و فرادیٰ!
خودش گفته حتی تک بودی
راه درستی که پیدا کردی رو ترک نکن
براش قیام کن!
اگه یه رفیق پیدا کردی که جفتی قیام کنید
فبها، وگرنه تنها بلند شو! محکم! قوی!
تو خدا رو داری🤍
و خدا اندازه تمام لشکر دنیا پشتته!
✍🏻 #آفتابگردون 🕶 #مدیرمملکت
چرا عاشق #تمنا شدم؟ (قسمت ششم)
کلا این زمستون برای من
وقت قطع ارتباط با امواج صدا بود!
حالا چه گوشم تا مرز کری بره
چه الان که از گلوم صدا درنمیاد!
دوستان یه نکتهای
کانال رو اینور اونور معرفی میکنید
بکنید کار خوبیه ولی...🌱
حواستون باشه دختر باشن
من اینجا راحت حرف میزنم
چون میدونم همتون خانمید
و هر کسی رو شک کنم آقاست ریمو میکنم
اگر احیانا کسی که دعوت کردید دختره ولی با اکانت پدری، برادری کسی اومده
بگید بیاد پیوی حتما خودشو احراز هویت کنه
تا مثل یه بنده خدایی که الان ریمووش کردم
ریمو نشه😅
پ.ن: اگه یوقت پسری هم تو کانال مونده که پیداش نکردم، خودش با زبون خوش لفت بده😕
محفل اول ماه رمضونی خوب دستمونو
گذاشته تو دست امام زمان...🤝
الهی اتاق فکر و کارگردان و تک تک
دست اندر کاران این کار عظیم رسانهای
خیر دنیا و آخرت ببینن که میبینن!
ماجرای دختر آذربایجانی دیروز رو دیدید؟
یادم بندازید ماجرای (علی سلام)
رو براتون تعریف کنم.
الان میکروفون بدنم خرابه😂
آفتابگردونم 🇮🇷
کلا این زمستون برای من وقت قطع ارتباط با امواج صدا بود! حالا چه گوشم تا مرز کری بره چه الان که از گل
الهی به دادهات شکر
به ندادهات شکر
به آنچه خواهی داد شکر
به داده و پس گرفتهات هم شکر
ولی گرفتن نعمت بعد از بهرهمندی ازش سخته خدا جون. وقتی میگیری صبر بده.
صبر خیلی زیااااااااد.🤲🏻
اینجا به یادگار باید ثبت بشه امروز
یا شاید، این فصل...
فصلی که با تک تک سلولهام حس کردم
اونی که داده، امانت داده!
وقتی بخواد پس بگیره، میگیره!
نه مقاومت میتونی بکنی
نه امکان چونه زدن داری
ولو برای چند ثانیه، دقیقه، ساعت،
چند هفته، ماه، یا تا آخر عمر...
هر چقدر هم بهت امانت سپرده باشه
ممکنه بگیره و دیگه هم بهت نسپره!
مثل اونایی که با پیجر چشمشونو پس دادن
انگشتشونو پس دادن
زیباییشونو پس دادن
به تهش باید نگاه کرد...
همه چیز این دنیا امانته!
از تک تک سلولهای وجودت بگیر
تا نعمات بزرگتر
تا جایگاه و مقام و افراد زندگیت
وقتی امانت بودن دنیا رو وجدان کنی
وقتی مطمئن باشی باید یروز پسش بدی
سعی میکنی امانتدار خوبی باشی
با جونت از امانت مواظبت کنی!
و وقتیم که امانت رو ازت بگیره
گلهای نداری. از اول مال خودش بوده
گله چی رو میخوای بکنی؟!
✍🏻 #آفتابگردون
زمان:
حجم:
27K
پ.ن ۱: امروز تو بیمارستان
یهو صدام خاموش شد...
برخلاف ماجرای گوشم
اینبار نترسیدم.
خندم گرفته بود...
زمان:
حجم:
29.9K
پ.ن ۲: میخواستم این صدا رو
که بعضی وقتا یه حداقلی در میومد
و بعضی وقتا کاملا صامت بود
ثبت کنم یه جا که یادم بمونه.
پیوی یکی از شما رفقا فرستادم.
بعد دیدم نه!
امروز رو باید آویزه گوشم کنم...
#یاد_باد ۱۳ اسفند ۱۴۰۳