آفتابگردونم 🇮🇷
تمنا تنها جاییه که از مسئولیت داشتن توش نه تنها نمیترسم، بلکه ذوق میکنم. تنها جایی که حتی وقتی مثل
🤔 کجا استادی رو پیدا کنم که هر چند دقیقه هم براش ویس بفرستی، نه تنها گلایه نمیکنه و تشر نمیزنه که (لطفا تایپ شده گزارش بدین) بلکه خودش در کمال تواضع تمام ویسهات رو دونه دونه با دقت گوش میده، نکته برداری میکنه و جواب میده.
🤔 کجا استادی رو پیدا کنم که تکیهگاه نهاییم باشه تو دغدغهمندیم و هر جا احساس کنم بار رو شونههام زیاده و نمیتونم حملش کنم، بدون ذرهای خرده گیری، سریع و انقلابی راه حل جایگزین بهم بده.
🤔 کجا استادی رو پیدا کنم که هر حرف و هر عملش حساب شدست و بیشتر از اینکه با کلمات بهم یاد بده، از رفتارش درس میگیرم.
🤔 کجا استادی رو پیدا کنم که منو حقیقتا مثل دخترش ببینه و هر لحظه این احساس رو بهم منتقل کنه؟
چرا عاشق #تمنا شدم؟ (قسمت ۸)
از یه جایی به بعد باباعلی و اینا از زبونم افتاد. از یه جا به بعد دیدم فقط وقتی اگر به مولا بگم «امیرالمومنین» وجودم خوش عطر میشه.
چی میخوام بگم؟!
میخوام بگم با کج ذوقی و نافهمی، به مدل صدا زدن اهل بیت توسط آدما گیر ندید. آدما خودشون از یه جایی به بعد آچار کشی میشن. شما هیچ وقت آچار کِش تر از خود اهل بیت نخواهید بود.
✍🏻 گرافات شوریدهی یک گیاه سمی
آفتابگردونم 🇮🇷
متاسفانه نخ زندگیم از دستم در رفته یادم نمیاد چی شد که اینجوری شد ولی اگه هر چه زودتر این نخ رو پیدا
(همین ماجرای نخ زندگی ۲)
ولی این پنجشنبه و جمعه نخمو به جای اصلیش برمیگردونم.
فاصله این پیاما چقدره؟
چند وقت تونستم نخمو جای خودش حفظ کنم؟
ادیت: کمتر از یه ماه.
بریم ببینیم چقدر میتونم این زمان رو طولانیتر کنم از این به بعد...
#درس_امروز
دوست و آشنای کرمانی داشتن
همه جوره و در هر کجای این کره خاکی خوبه
حتما نصبش کنید!
امروز تو مترو یه کتاب میخوندم درباره شهید رئیسی، که عکس شهید رو جلدش و تمام صفحاتش بود.
منم از عمد کتابه رو بالا میگرفتم ملت جلدش رو ببینن.😌
تو برای زنده نگه داشتن یاد شهید جمهور چه کردی؟🗿
#عمه_جون_عزیزم هر بار که میاد خونمون، یجوری بهم میچسبه و دوست داره همه بازیا و فعالیتاش با من باشه که واقعا خودم کلافه میشم.
بچس، تنهاست، همبازی نداره، تو خانواده من از همه نزدیکترم بهش از نظر سنی، کلا انگار یجور دیگه منو دوست داره قوربونش بشم. ولی خب منم خیلی آدمی نیستم که بچه دور و برم بوده باشه، همیشه فضای شخصی خودمو داشتم. اون یه روز که میاد، ذرهای فضای شخصی برام نمیذاره. نه میشه درس خوند، نه حتی اتاق تمیز کرد. غذاهاشم جدیدا تا عمه نیاد نمیخوره🥲 همههههه جا دنبالم میاد و با همههههه چیزم کار داره ماشالا😂
یه جاهایی واقعا کلافه میشم از این حجم وابستگی
بعد هی برا خودم یادآوری میکنم (زهرا! تو فعلا فقط عمهای و فقط یه روز در هفته اونم چند ساعت اینجوریای. مامان بشی چیکار میخوای بکنی؟ یه نفر یا حتی چند نفر، چشماتو باز نکرده همش قراره بهت بچسبه، برای تک تک رفع نیازهاش بهت وابسته باشه، و حق نداشته باشی ذرهای از خودت دورش کنی چون روی روحیات و تربیتش اثر منفی میذاره...)
متاسفانه این نوع افکار منو تا حد انفجار مغز میبره...🤯
ولی بچهها واقعا موجودات عجیبین
در عین حال که کاملا عاشقشونم
کاملا هم ازشون متنفرم😕🚶🏻♀
#جمع_اضداد
پروردگارا
به همین وقت عزیز
تو شاهدی که تو دلم ناسپاسی نکردم
و قدر نعمتاتو میدونم
میدونم همه اینا برای رشد منه
و رشد بدون رنج هم نداریم
میدونم دقیقا همون چیزی رو میذاری سر راه آدم که دقیقا با همون بیشتر اذیت میشه و بیشتر تو مخش میره...
روش پیشرفت دادنت بیرحمانه به نظر میاد، اما در طولانی مدت، نتیجه دلچسبی داره...
پیوی یه دوست مهربون همنامم،
بحث افتاد سر پیامایی که این روزا گذاشتم کانال
کلی برام حرف زد
منت گذاشت، هوای دلمو داشت
و ماحصلش شد این دید قشنگی که
اون لحظه تو ذهنم اومد و براش گفتم
میخوام اینجا یادگار بمونه
تا همیشه تو شرایط سختم، بتونم بادقت بیشتر بهش گوش بدم و به خودم یادآوری کنم.
احتمال زیاد برای شما هم میتونه مفید باشه. گوش بدید و استفاده کنید اما برای کسی نفرستید☺️
#آفتابگردون