یه اخلاقی که دارم
اینه که دعوت به کار خیر میکنم
بعد طرف نمیاد با هم انجامش بدیم
خودم انجامش میدم
کلی هم حال میکنم
بعد هر بار طرف و میبینم میگم:
ببین نیومدی فلان کارو بکنیم
من انجام دادم کلی حال داد😏😂
یا از نتایج اون کار میگم
مثلاً جایزهای چیزی اگه داره
همش دلم میخواد بکنم تو چشم مردم
ببینید من فلان کارو کردم جایزه گرفتم
شما هم اگه به حرف من گوش میدادید
جایزه میگرفتید😏
خدا منو شناخته که شهیدم نمیکنه
شهید بشم هم تک تک میام تو خوابتون
بهتون میگم: فلانی هی گفتم بیا با هم
بریم فلان جا دیدی نیومدی من رفتم
شهید شدم؟😏😏
حالا هی به حرف من گوش نکن😂😂
تو عید به چندتاتون گفتم بیاید بینهایتشو شرکت کنین نیومدین. الان یه دورههای تکمیلی گذاشته واسه تابستون که واااااااقعا خفن. هر دورش هم یکی از جایزههاش سفر مشهده. گواهی پایان دوره میده. با جوایز متعدد دیگر...
حالا همه اینا جدای از محتوای جذابیه که دارن.
یعنیا اصلا یه کلاه گشادی رفته سرتون
نیومدید بینهایتشو😏😕
دهه هشتادیا آدم باشید
بیاید برید دوره جدیدشو ثبت نام کنید😀
بعد هفتههای فورس ماژور
امروز از بیکاری خسته شدم
چیه این بشر؟!
به ۱۵ ساعت در شبانه روز
کار بیوقفه و سر پا وایسادن
عادت میکنه.
یکی بیاد منو ببره بیرون😕
رنجهای امروز من حاصل ندانمکاری نبوده، که من ندانسته بر هوس کاری نکردهام. این محنت و خفت ثمرهٔ باورهای غلط بوده.
•|مختارنامه|• #دیالوگ