البته که اونا نقض آتشبس کردن
و همیشه کرم از خود درخت بوده
اما بالاخره نمردیم و دیدیم
ایران یبار اول حمله کرد.
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🚩
+ من خودم با شرورهای زیادی جنگیدم؛ به جرات میگم حتی بیشتر از تانوس، ترامپ و نتانیاهو بد ذاتترین شرورها هستن..
من و عمه مِی هرشب توی تجمعات شرکت میکنیم تا جنایات آمریکا و اسرائیل رو محکوم کنیم..
✓ منتظرنویس
@Ekhrajiha
گفت:
ولی خیلی زور میاد بهت!
برادر خواهر کوچیکتر از خودتو که یه زمانی نون میدادی دهنش تا از گشنگی نجاتش بدی و زندگیش رو مدیون توعه، الان بزرگ شده و منطقی حرف میزنه و تو باید قبول کنی..
~ این یک فریم کوتاه از زندگی تهتغاریاست. ۲۰ سالته و با خواهر ۴۰ سالت نشستی منطقی صحبت میکنی و تشریح میکنی که در فلان واقعه، حق با اون نبوده، اما عبارت «نه! تو نمیدونی!» رو میکوبه رو میز و قبول نمیکنه. تمام تلاششو میکنه تا خودش رو موجه جلوه بده حتی به غلط! و کوچکترین عبارت محکومکننده خودش رو نمیشنوه.
چون اگه قبول کنه، غرورش له میشه که خواهرش با نصف سن این، بیشتر میفهمه :)
#آفتابگردون
من تازه فهمیدم احسان یاسین هم اردیبهشتیه. و هنوز سرّ اینکه اکثر آدمایی که از نظر روحی باهاشون خوب ارتباط میگیرم اردیبهشتی درمیان رو نمیفهمم...
و تازه، جزو سه نفر اول اردیبهشتیای زندگیمه که تولدشون قبل از دهمه ماهه. هر چی میشناسم بعد از دهم دنیا اومدن😂
حقیقت اینه که
هیچکی این روزا حالش خوب نیست
و هممون با هم حالمون خوب نیست
یعنی درد مشترک داریم
همه از جنگ ترسیدیم
همه PTSD گرفتیم
همه نگران فردامونیم
فردا که چه عرض کنم
نگران دو دقیقه بعدمونیم
برنامه نمیتونیم بریزیم و اگر میریزیم
همش منتظریم جنگ شه بره هوا
نت ضعیفه اعصابمون ضعیفتر
گرونی هم که خبر تازهای نیست
و برای ایرانی همیشه بوده
حالا عوارض جنگه، هرچیه، کمرشکنه
محدودیتها دارن فشار میارن
داریم به تنگ میایم
دنیا هم داره به تنگ میاد...
حقیقت اینه که حالمون خوب نیست
و اینو هممون میدونیم
کاش برای این درد مشترکمون
به اندازه خودمونم که شده
مرهم باشیم. حتی برای یه نفر.
حتی در حد یه لبخند، در حد یه آخیش!
✍🏻 #آفتابگردون
امشب فهمیدم
صبح روزی که آقا شهید شد
صبح اول وقتش، عراقچی اونجا بوده
جلسه داشته تا یه چیزایی گزارش بده
آقا مجتبی هم تو اون جلسه بودن
یه گوشه، بیصدا، همراه...
کار آقای عراقچی تموم میشه
میره بیرون
و آقا به آقا مجتبی میگن:
شما هم تشریف ببرید...
برای همین آقا مجتبی زنده موندن
قسمت وحشتناک ماجرا کجاست؟
من خودمو همش جای عراقچی میذارم
آدمی که اگه چند دقیقه دیرتر گزارشش تموم میشد، میتونست همراه آقاش شهید بشه...
اما موند...
اما موند و تو جبهه خودش، جبهه دیپلماسی تمام تلاششو کرد و میکنه...
کارشو میکنه و فحشم میشنوه.
ناملایمتی هم میبینه
انگ خیانت به ولایت فقیه و
خوراندن جام زهر به رهبری هم میشنوه
اما کم نمیاره. نمیتونه بیاره
چون تک تک اعمال و حرکاتش
رو سرنوشت ۹۰ میلیون ایرانی اثرگذاره...
به حسرت عراقچی فکر میکنم
به دردی که تو سینشه
به قدرتی که برای ادامه دادن داره
به روح بزرگش که درکش نمیکنیم
و صدایی که تو مغزشه:
هرکجا قرار گرفتید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و تمام تلاش خود را به کار ببندید!
من از مرده پرست بودن خسته شدم
بسه هر چی شهید دادیم و
تازه فهمیدیم چه آدمای بزرگی بودن.
بیاید قدر زندهها رو بدونیم
بیاید قدر تلاشهاشونو بدونیم
که وقتی شهید شدن دلمون نسوزه
دلمون برای شهدا نسوزه...
همونطور که رهبر شهید
دلش برای رئیسی عزیز سوخت...
و هنوزم خیلیا نمیدونن رئیسی عزیز
چه بزرگمردی برای این کشور بود.