eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
401 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
گرچه چشمانش درخشان از غم و اندوه بود شانه‌هایش را که می‌دیدی شبیه کوه بود ناشناس
روزایی که ناهار نمیارم زندگی بی‌فروغه حس یتیم بودن می‌کنم 👩🏻‍💻
صدای توده هوا میاد نمی‌دونم شایدم من توهم زدم بهرحال این PTSD اگه نکشتمون قطعا قویترمون می‌کنه...
آفتابگردونم 🇮🇷
یه حرفای پامنبری راجع به روزای نبرد جنگ و دعوت رفقا از همه جا برای رفتن پیششون دارم. خیلی وقته می‌خو
اومدم براتون بنویسم حرفایی که بیشتر از یه ماهه تو دلمه راجع به جنگ راجع به خط مقدم بودن تهران راجع به این توفیق اجباری...
همه چی از این مکالمه شروع شد. مکالمه‌ای ساده، برگرفته از دغدغه هرکسی که تهرانی نبود یا به هر دلیلی اون موقع، تهران نبود! این رفیق ما اهل رفسنجان کرمانه. این مکالمه جالب باعث تلنگرهای جالبی در ذهن من شد و فکرم رو گسترش داد. ۹ فروردین ۱۴۰۵
بعد این مکالمه، ذهنم تا مدتها درگیر بود. و یاد یه دیالوگ کوتاه دیگه افتادم این بار حضوری آبان ۱۴۰۲ بود برای یه دوره تربیتی جهادی رفته بودم دوکوهه دوره فتح الفتوح ۲ اونجا از سراسر ایران بودیم کم بودیم و باکیفیت مثلا از تهران فقط حدود ۱۰ نفر بودیم
یبار سر ناهار، اتفاقی کنار دستیام حرف میزدن از لحجشون فهمیدم اصفهانین منم که ذوق دوست پیدا کردن از همه جا وارد بحث شدم وسط حرف بودیم، یکیشون پرسید: از کجا اومدی؟ منم به شوخی گفتم «از تهران. بچه تهرونم!😎» همین گفتن همانا و سفره تیکه انداختن و ناراحتی کردن و درد و دل باز کردن همانا...
با لحجه اصفهونی بهم گفت: عه! پَ اَ تِرون اومدی؟ شما ۴ درصدیا! مرفهای بی‌درد!🤨 همه امکانات دنیا تو تهرانه باز همش می‌نالید! چیتون کمه هی فرار می‌کنید می‌رید خارج! مترو دارید، اتوبوس دارید، قدم به قدم بیمارستان، سر هر کوچه بقالی، این همه امکانات، قدرم نمی‌دونید!! ولش می‌کردم چارتا فحشم میداد😂 حالا من در عین اینکه اون دونه دونه نعمت‌های تهران رو می‌شمرد، دونه دونه گیر و گورهای تهران میومد تو ذهنم. مثلا فلان‌جا خرابه، فلان‌جا متروش دیر به دیر میاد، اختلاف طبقاتی بیداد می‌کنه، ترافیکش وحشتناکه، هوای آلودش قابل تنفس نیست و...😵‍💫
بهش گفتم: خوبه تو خودت اهل اصفهانی! اهل کلان‌شهر! و باز می‌گی تهران پر نعمته! شما که خودتونم مترو دارید، تقریبا هر چی تو تهران هست رو دارید. قبول نمی‌کرد. می‌گفت هر چیم نعمت داشته باشیم، همه ساختمونای مهم کشور تو تهرانه. وزارت‌خونه‌ها، سفارتا، همه چی. هر کار اداری داشته باشی تهش باید بری تهران. بیماری سخت داشته باشی پزشک خوب تو تهرانه هر چی تغییر بخواد تو کشور ایجاد شه، اول تو تهران اتفاق میفته «مثلا اتوبوس و تاکسی برقی که الان تو تهران می‌چرخه» بعد مثلا همین خوزستان، یه نمه بارون میزنه تا زانو میری تو آب!
دارید فکر می‌کنید خب؟ اینا چه ربطی به جنگ داره؟ بچه تهران بودنتو به رخ ما می‌کشی؟! حوصله کنید الان می‌گم :)