یه ژانری هست
سفر در زمانی
اونم نه سفری که بری هزار سال قبل
یا دویست سال بعد
بلکه میری ده بیست سال قبل مثلا
یا بدنت جوون میشه
این ژانرا رو دوست دارم
مثل دوباره ۱۸ سالگی
یا این سریال جدیده
هندونه چشمک زن😂
ایشالا قسمتاش بیاد بشینم ببینمش
فعلا درحال پخشه
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوال بیجواب من تا آخر عمرم:
این موجود پشمالو و به شدت بامزه
دقیقا چی داره که تو هر موقعیتی
میبینمش، انرژی میگیرم؟!
#نیمه_تاریک
از نظر روحی نیاز دارم
تا اطلاع ثانوی بزنم زیر همه چی
ولی متاسفانه با اخلاقیات مسئولیتپذیرم
نمیتونم کنار بیام😕
#قَالَ 🌻
یه نوع دردم هست
راه درمان نداره
فقط هی یادت میاد و
باز درد میگیره
مثلا یاد آدمایی میفتی
که براشون کم نذاشتی
اما دقیقا وقتی بهشون
احتیاج داشتی...
نبودن... نیستن!
اونم نه یکی دو بار
هر بار!!
✍🏻 #آفتابگردون
خودم کم بدبختی دارم
راه به راه داره سریال جذاب هم میاد🚶🏻♀
کیدراما، سیدراما، هالیوود، مارول،
دیزنی پلاس و...
بابا بیخیااااااااااال🚶🏻♀
بعضیام از امکانات مملکت
تا خرخره دارن استفاده میکنن
بعد میگن هیچی امکانات نداریم😐
اونوقت من روم نمیشه از امکانات
فراوونمون استفاده کنم
هر جا هم میرم میگم کلی
امکانات داریم😂
نمونش مترو رایگان
یا نت دانشگاه
که هنوزم که هنوزه
حتی یه بایت استفاده نکردم
محض رضای خدا😂😂
من: خوبی؟
اون: الحمدلله. تو خوبی؟
من: خدارو شکر :)
_______________
من: خوبی؟
اون: من خوبم/خوب نیستم، تو خوبی؟
من: منم عالیم😁/ حقیقتش نه🙃
_______________
تو مورد اول طرف نمیخواد من بدونم واقعا خوبه یا نه. منم همین لطف رو بهش برمیگردونم.
تو مورد دوم، صادقانه جواب میده. یعنی باهام احساس نزدیکی داره. منم واجب میدونم احساساتمو صادقانه بهش بگم، وگرنه غشی در رفاقته. «تو مدیریت یه غشی در معامله داریم، از اونجا وام گرفتم»
یه نصیحت دوستانه:
غشی در رفاقت نکنید. خیلی از ارتباطاتی که بر باد رفتن، بخاطر یه طرفه بودنشون بوده. بخاطر اینکه یکی حتی شاید ناخودآگاه، کم گذاشته و زیاد طلب داشته🙂
#نیمه_تاریک 🌑
#مدیرمملکت 🧕🏻
l'amicizia é un'anima che abita in due corpi.
دوستا یه روحن که در دو بدن زندگی میکنن.
•|وینچنزو|• #دیالوگ
ولی بدجوری بد عادتم کردی بابا رضا
هنوز بعد یه سال و چند ماه
قلبم دوریتو باور نمیکنه
آخه من چجوری به خودم بقبولونم
که دیگه تا آخر عمر قرار نیست هر وقت
دلم لرزید و درد گرفت و مچاله شد
بیام تو بغل بابام زار بزنم؟
الان دلم حرمتو میخواد آخه
به چه امیدی تو این شهر دود گرفته
زندگی کنم و گنبد طلاتو نبینم؟
🕊 #طا_واو_۲۷