مـاٰدر!
نمیشود کمی دگر بمانی؟
تو بروی؛
بابا قد خم میکند،
حسن پیر میشود،
حسین تشنه میماند،
و زینب تنها ..
تَــحَنُّث|𝐓𝐚𝐡𝐚𝐧𝐨𝐬
حتی دیدنشون برای من ترسناک بود ؛ با اینکه صرفا فقط شبیهسازی شده بود اما برای من رعب و وحشت به همرا
تو میگفتی «علی سوختم»
و جگر علی میسوخت (:
هدایت شده از باغ خرمالو؛
بیشتر از قبل میرسیم به حرف
شهید آوینی که:
اگر حقیقتـش را بخواهید،
عاشـورا هنوز به شب نرسیده است...
عموعباٰس ؛
ببین عمه اسیره، باشو تا حرم رو نگیره
نزار دوباره بپیچه، دختر علی میون حرومیه (:
توی جامعه شیعه،
وقتی اکثریت شیعیان
نسبت به مسائل اجتماعی بی تفاوت باشن،
کربلا رخ میده!
نه ظهور..
أَمْ أَنْتَ غافِرٌ لِمَنْ بَكاكَ
فَاُسْرِعَ فِى الْبُكاءِ؟!
آیا آن کسی را که به درگاهت
گریه میکند میآمرزی،
تا من نیز در گریه شتاب کنم؟!