مهرخوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد
رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد
من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد
همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت
همه را پشت سـر انداخت مرا تنـها برد
#علامه_طباطبایی
https://eitaa.com/TAMASHAGAH
صوفی چون به مقام استوا رسد در هر ذره ای از ذرات عالم، ...
چیزی جز خدا نبیند و
ناچار از تعصب برهد و هیچ مسلکی را بر مسلک دیگر ترجیح ننهد و
اختلاف ملل را ظاهری پندارد و در تمام آنها اثری از خدا مشاهده نماید و
در این حال است که از تلوّن برهد و همه چیز در نظرش مساوی باشد.
#ابن عربی
فتوحات مکیه،ج۱ص۹۸
https://eitaa.com/TAMASHAGAH
تا در تو نظر کردم ،
رسوای جهان گشتم
آری، همه رسوایی، اوّل زِ نظر خیزد!
#عطار
☘☘
شیخ یک بار به طوس رسید.
مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند. اجابت کرد. بامداد در خانقاه استاد تخت بنهادند. مردم می آمد و مینشست.
چون شیخ بیرون آمد مقریان قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند، چنانک هیچ جای نبود.
معرف بر پای خاست و گفت: «خدایش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید.»
شیخ گفت: «و صلی الله علی محمد و آله اجمعین.»
و دست به روی فرو آورد و گفت: «هر چه ما خواستیم گفت، و همه پیغمبران بگفتهاند، او بگفت که از آنچ هستید یک قدم فراتر آیید.»
کلمهای نگفت و از تخت فرو آمد و برین ختم کرد مجلس را.
#اسرارالتوحید فی مقامات ابوسعید ابوالخیر
https://eitaa.com/TAMASHAGAH
کتاب را که باز میکنی
دو بال یک پرنده را گشودهای
پرندهای که از زمین
تو را به شهرهای دور
تو را به باغهای نور میبرد...
#فریدون_مشیری
https://eitaa.com/TAMASHAGAH