˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
بمب هسته ای:
بادمجون بهش اضافه شه دیگه الفاتحهه
اگه بخوام یه چیزی اختراع کنم اون یه چیزیه که توتا نریزه رو زمین و حیف شه
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
اگه بخوام یه چیزی اختراع کنم اون یه چیزیه که توتا نریزه رو زمین و حیف شه
اگه بخوام یه چی اختراع کنم اون یه محلوله که همه محتویات کتابا بره تو مخم
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
اگه بخوام یه چی اختراع کنم اون یه محلوله که همه محتویات کتابا بره تو مخم
اون که قابل امکان نی
وگرنه من یه چی اختراع میکردم خوناشام شم
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
شکنجه : یه گوش هندزفری قط و وصل شه
شکنجه :
مهمونی خانوادگی و جمع سنگین
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
از دیده پنهانی و من ، دارم نگاهت میکنم گاهی نمیدانی و من ، دارم نگاهت میکنم ما بین تاریکی شب ، از ق
گفتم که تو منظور من از این همه شعری
مغرور نگاهی به من انداخت ؛ که منظور؟
دبیر اقتصادمون یه جوری از وضعیت خونه و زندگیش میگه واسمون انگار جاریشیم و میخواد مال و اموالشو بکنه تو چشم ماها
مثلا اگه سوال امتحان بیاره که چند تا ماشین داره و چقدر حقوق میگیره و دختراش چیکارن و اسم دوماداش چیه من ۲۰ میگیرم :/!