ولی خیلی شبا بخاطرت چشمام قرمز میشد و فرداش نمیتونستم از خواب پاشم چون تو میخواستی بیدار بمونی و دلم نمیومد تنهات بزارم!
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
میبینمت از دور و زیاد است همین هم این سوختهدل ساخته با کمتر از این هم صدبار صدایت زدم اما نشنیدی
از چرخ شِكْوه، قصۀ بیهوده گفتن است
دیوانگیست شِکوه به دیوانهای بَریم .
کاش میشد وقتی میخوام آدما رو حذف کنم کامل شیفت دیلیت شن و هیچ ردی ازشون نمونه