تو را باید
بلند دوست داشت
مثل کوه؛
کوه هایی که
برف نوک قله شان را
هیچ آفتابی آب نمی کند
#سردار_شهید_حاج_عبدالله_اسکندری
#صبح_وعاقبتمون_شهدایی 🕊
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
✍ #تنها_میان_داعش
🌹 #قسمت_هفتم
💠 اعتراض عباس قلبم را آتش زد و نفس زنعمو را از شدت گریه بند آورد. زهرا با هر دو دست مقابل صورتش را گرفته بود و باز صدای گریهاش بهوضوح شنیده میشد.
زینب کوچکترین دخترِ عمو بود و شیرینزبان ترینشان که چند قدمی جلو آمد و با گریه به حیدر التماس کرد :«داداش تو رو خدا نرو! اگه تو بری، ما خیلی تنها میشیم!» و طوری معصومانه تمنا میکرد که شکیباییام از دست رفت و اشک از چشمانم فواره زد.
💠 حیدر حال همه را میدید و زندگی فاطمه در خطر بود که با صدایی بلند رو به عباس نهیب زد :«نمیبینی این زن و دخترا چه وضعی دارن؟ چرا دلشون رو بیشتر خالی میکنی؟ من زنده باشم و خواهرم اسیر #داعشیها بشه؟» و عمو به رفتنش راضی بود که پدرانه التماسش کرد :«پس اگه میخوای بری، زودتر برو بابا!»
انگار حیدر منتظر همین رخصت بود که اول دست عمو را بوسید، سپس زنعمو را همانطور که روی زمین نشسته بود، در آغوش کشید. سر و صورت خیس از اشکش را میبوسید و با مهربانی دلداریاش میداد :«مامان غصه نخور! انشاءالله تا فردا با فاطمه و بچههاش برمیگردم!»
💠 حالا نوبت زینب و زهرا بود که مظلومانه در آغوشش گریه کنند و قول بگیرند تا زودتر با فاطمه برگردد.
عباس قدمی جلو آمد و با حالتی مصمم رو به حیدر کرد :«منم باهات میام.» و حیدر نگران ما هم بود که آمرانه پاسخ داد :«بابا دست تنهاس، تو اینجا بمونی بهتره.»
💠 نمیتوانستم رفتنش را ببینم که زیر آواری از گریه، قدمهایم را روی زمین کشیدم و به اتاق برگشتم. کنج اتاق در خودم فرو رفته و در دریای اشک دست و پا میزدم که تا عروسیمان فقط سه روز مانده و دامادم به جای حجله به #قتلگاه میرفت.
تا میتوانستم سرم را در حلقه دستانم فرو میبردم تا کسی گریهام را نشنود که گرمای دستان مهربانش را روی شانههایم حس کردم.
💠 سرم را بالا آوردم، اما نفسم بالا نمیآمد تا حرفی بزنم. با هر دو دستش شکوفههای اشک را از صورتم چید و عاشقانه تمنا کرد :«قربون اشکات بشم عزیزدلم! خیلی زود برمیگردم! #تلعفر تا #آمرلی سه چهار ساعت بیشتر راه نیس، قول میدم تا فردا برگردم!»
شیشه بغض در گلویم شکسته و صدای زخمیام بریده بالا میآمد :«تو رو خدا مواظب خودت باش...» و دیگر نتوانستم حرفی بزنم که با چشم خودم میدیدم جانم میرود.
💠 مردمک چشمانش از نگرانی برای فاطمه میلرزید و میخواست اضطرابش را پنهان کند که به رویم خندید و #عاشقانه نجوا کرد :«تا برگردم دلم برا دیدنت یهذره میشه! فردا همین موقع پیشتم!» و دیگر فرصتی نداشت که با نگاهی که از صورتم دل نمیکَند، از کنارم بلند شد.
همین که از اتاق بیرون رفت، دلم طوری شکست که سراسیمه دنبالش دویدم و دیدم کنار حیاط وضو میگیرد. حالا جلاد جدایی به جانم افتاده و به خدا التماس میکردم حیدر چند لحظه بیشتر کنارم بماند.
💠 به اتاق که آمد صورت زیبایش از طراوت #وضو میدرخشید و همین ماه درخشان صورتش، بیتابترم میکرد. با هر رکوع و سجودش دلم را با خودش میبرد و نمیدانستم با این دل چگونه او را راهی #مقتل تلعفر کنم که دوباره گریهام گرفت.
نماز مغرب و عشاء را بهسرعت و بدون مستحبات تمام کرد، با دستپاچگی اشکهایم را پاک کردم تا پای رفتنش نلرزد و هنوز قلب نگاهش پیش چشمانم بود که مرا به خدا سپرد و رفت.
💠 صدای اتومبیلش را که شنیدم، پابرهنه تا روی ایوان دویدم و آخرین سهمم از دیدارش، نور چراغ اتومبیلش بود که در تاریکی شب گم شد و دلم را با خودش برد.
ظاهراً گمان کرده بود علت وحشتم هنگام ورودش به خانه هم خبر سقوط #موصل بوده که دیگر پیگیر موضوع نشد و خبر نداشت آن نانجیب دوباره به جانم افتاده است.
💠 شاید اگر میماند برایش میگفتم تا اینبار طوری عدنان را ادب کند که دیگر مزاحم #ناموسش نشود. اما رفت تا من در ترس تنهایی و تعرض دوباره عدنان، غصه نبودن حیدر و دلشوره بازگشتش را یک تنه تحمل کنم و از همه بدتر وحشت اسارت فاطمه به دست داعشیها بود.
با رفتن حیدر دیگر جانی به تنم نمانده بود و نماز مغربم را با گریهای که دست از سر چشمانم برنمیداشت، به سختی خواندم.
💠 میان نماز پرده گوشم هر لحظه از مویههای مظلومانه زنعمو و دخترعموها میلرزید و ناگهان صدای عمو را شنیدم که به عباس دستور داد :«برو زن و بچهات رو بیار اینجا، از امشب همه باید کنار هم باشیم.» و خبری که دلم را خالی کرد :«فرمانداری اعلام کرده داعش داره میاد سمت آمرلی!»
کشتن مردان و به #اسارت بردن زنان، تنها معنی داعش برای من بود و سقوط آمرلی یعنی همین که قامتم شکست و کنار دیوار روی زمین زانو زدم...
ادامه دارد ...
🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
✍ #تنها_میان_داعش
🌹 #قسمت_هشتم
💠 دستم به دیوار مانده و تنم در گرمای شب #آمرلی، از سرمای ترس میلرزید و صدای عباس را شنیدم که به عمو میگفت :«وقتی #موصل با اون عظمتش یه روزم نتونست #مقاومت کنه، تکلیف آمرلی معلومه! تازه اونا #سُنی بودن که به بیعتشون راضی شدن، اما دستشون به آمرلی برسه، همه رو قتل عام میکنن!»
تا لحظاتی پیش دلشوره زنده ماندن حیدر به دلم چنگ میزد و حالا دیگر نمیدانستم تا برگشتن حیدر، خودم زنده میمانم و اگر قرار بود زنده به دست #داعش بیفتم، همان بهتر که میمُردم!
💠 حیدر رفت تا فاطمه به دست داعش نیفتد و فکرش را هم نمیکرد داعش به این سرعت به سمت آمرلی سرازیر شود و همسر و دو خواهر جوانش #اسیر داعش شوند.
اصلاً با این ولعی که دیو داعش عراق را میبلعید و جلو میآمد، حیدر زنده به #تلعفر میرسید و حتی اگر فاطمه را نجات میداد، میتوانست زنده به آمرلی برگردد و تا آن لحظه، چه بر سر ما آمده بود؟
💠 آوار وحشت طوری بر سرم خراب شد که کاسه صبرم شکست و ضجه گریههایم همه را به هم ریخت. درِ اتاق به ضرب باز شد و اولین نفر عباس بود که بدن لرزانم را در آغوش کشید، صورتم را نوازش میکرد و با مهربانی همیشگیاش دلداریام میداد :«نترس خواهرجون! موصل تا اینجا خیلی فاصله داره، هنوز به تکریت و کرکوک هم نرسیدن.» که زنعمو جلو آمد و با نگرانی به عباس توصیه کرد :«برو زودتر زن و بچهات رو بیار اینجا!»
عباس سرم را بوسید و رفت و حالا نوبت زنعمو بود تا آرامم کند :«دخترم! این شهر صاحب داره! اینجا شهر امام حسنِ (علیهالسلام)!» و رشته سخن را به خوبی دست عمو داد که او هم کنار جمع ما زنها نشست و با آرامشی مؤمنانه دنبال حکایت را گرفت :«ما تو این شهر مقام #امام_حسن (علیهالسلام) رو داریم؛ جایی که حضرت ۱۴۰۰ سال پیش توقف کردن و نماز خوندن!»
💠 چشمهایش هنوز خیس بود و حالا از نور ایمان میدرخشید که به نگاه نگران ما آرامش داد و زمزمه کرد :«فکر میکنید اون روز امام حسن (علیهالسلام) برای چی در این محل به #سجده رفتن و دعا کردن؟ ایمان داشته باشید که از ۱۴۰۰ سال پیش واسه امروز دعا کردن که از شرّ این جماعت در امان باشیم! شما امروز در پناه پسر #فاطمه (سلام الله علیهما) هستید!»
گریههای زنعمو رنگ امید و #ایمان گرفته و چشم ما دخترها همچنان به دهان عمو بود تا برایمان از کرامت #کریم_اهل_بیت (علیهالسلام) بگوید :«در جنگ #جمل، امام حسن (علیهالسلام) پرچم دشمن رو سرنگون کرد و آتش #فتنه رو خاموش کرد! ایمان داشته باشید امروز #شیعیان آمرلی به برکت امام حسن (علیهالسلام) آتش داعش رو خاموش میکنن!»
💠 روایت #عاشقانه عمو، قدری آراممان کرد و من تا رسیدن به ساحل آرامش تنها به موج احساس حیدر نیاز داشتم که با تلفن خانه تماس گرفت. زینب تا پای تلفن دوید و من برای شنیدن صدایش پَرپَر میزدم و او میخواست با عمو صحبت کند.
خبر داده بود کرکوک را رد کرده و نمیتواند از مسیر موصل به تلعفر برسد. از بسته بودن راهها گفته بود، از تلاشی که برای رسیدن به تلعفر میکند و از فاطمه و همسرش که تلفن خانهشان را جواب نمیدهند و تلفن همراهشان هم آنتن نمیدهد.
💠 عمو نمیخواست بار نگرانی حیدر را سنگینتر کند که حرفی از حرکت داعش به سمت آمرلی نزد و ظاهراً حیدر هم از اخبار آمرلی بیخبر بود. میدانستم در چه شرایط دشواری گرفتار شده و توقعی نداشتم اما از اینکه نخواست با من صحبت کند، دلم گرفت.
دست خودم نبود که هیچ چیز مثل صدایش آرامم نمیکرد که گوشی را برداشتم تا برایش پیامی بفرستم و تازه پیام عدنان را دیدم. همان پیامی که درست مقابل حیدر برایم فرستاد و وحشت حمله داعش و غصه رفتن حیدر، همه چیز را از خاطرم برده بود.
💠 اشکم را پاک کردم و با نگاه بیرمقم پیامش را خواندم :«حتماً تا حالا خبر سقوط موصل رو شنیدی! این تازه اولشه، ما داریم میایم سراغتون! قسم میخورم خبر سقوط آمرلی رو خودم بهت بدم؛ اونوقت تو مال خودمی!»
رنگ صورتم را نمیدیدم اما انگشتانم روی گوشی به وضوح میلرزید. نفهمیدم چطور گوشی را خاموش کردم و روی زمین انداختم، شاید هم از دستان لرزانم افتاد.
💠 نگاهم در زمین فرو میرفت و دلم را تا اعماق چاه وحشتناکی که عدنان برایم تدارک دیده بود، میبُرد. حالا میفهمیدم چرا پس از یک ماه، دوباره دورم چنبره زده که اینبار تنها نبود و میخواست با لشگر داعش به سراغم بیاید!
اما من شوهر داشتم و لابد فکر همه جایش را کرده بود که اول باید حیدر کشته شود تا همسرش به اسیری داعش و شرکای #بعثیشان درآید و همین خیال، خانه خرابم کرد...
ادامه دارد ...
🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ جنایت کنید ولی فیلم نگیرید!
🔹در گفتوگوی تلویزیونی با یکی از مقامهای دولت تروریستی جولانی ، مجری تلویزیون سوریه بهجای درخواست برای برخورد با تخلفات نیروهای امنیتی، خواستار ممنوعیت فیلمبرداری از مأموریتها شد!
🔹او گفت: «در همه جای دنیا فیلمبرداری هنگام مأموریت ممنوع است! ما ویدیوهای زیادی از تخلفات دیدهایم، حتی کوتاهکردن ریشها. آیا وزارت کشور بر این مسائل نظارت دارد؟»
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ پژوهشگر ارشد الجزیره:
🔹سیاست اسرائیل ویرانی و در نهایت تجزیه ایران است، برخی چون با ایران مشکل دارند گمان میکنند فروپاشی ایران به نفع آنها خواهد بود اما بدانند اگر ایران ویران و تجزیه شود بسیاری از کشورهای منطقه نیز تجزیه خواهند شد و اسرائیل به هیچکدام از ما در منطقه رحم نخواهد کرد.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ برخورد مردم کرهجنوبی با سفیر اسرائیل در یک رستوران
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
✍️ اینکه امروز یک شبکه دولتی در باکو، با وقاحت و بیپروایی تمام، نام شهرهای مقدس و هویتی ایران مثل تبریز و اردبیل و زنجان را به زبان میآورد و آنها را بخشی از خاک خود مینامد، نه یک توهم رسانهای است و نه خطای فردی یک گوینده ناشی.
این، محصول ماهها و سالها مماشات، تعارفات دیپلماتیک بیفایده، و اعتماد بیپایه به حسن نیت گرگ در لباس همسایه است.
علیاف پروژهاش را از مدتها پیش شروع کرده!
از جعل کتاب تاریخ گرفته ، از تحقیر سربسته و گاها علنی ایران در رسانهها تا مانور نظامی مشترک با صهیونیستها پشت دروازههای ارس.
و ما چه کردیم؟
هیأت فرستادیم، گفتوگوی فرهنگی برگزار کردیم، تجارت مرزی را توسعه دادیم و در مقابل حملات و تحقیرهای علی اف، فقط لبخند زدیم.
از همه بدتر، رئیسجمهور فعلی، بهجای تبیین قاطع مواضع جمهوری اسلامی در قبال این تجاوزات فرهنگی و امنیتی، در دام سیاست "ما برادریم" افتاد و در سفر به باکو، با زبان عاطفه حرف زد نه سیاست. غافل از اینکه سیاست خارجی، جای محبت یکطرفه نیست، جای اقتدار است.
امروز اگر صدای تجزیهطلبی از باکو بلند شده، تقصیر را نباید صرفاً گردن علیاف انداخت.
تقصیر از ماست که در میدان جنگ روایتها، میدان را به دشمن واگذار کردیم، و در میدان عمل، در مرز، در اقتصاد، در رسانه، سکوت کردیم.
هشدار آخر اینکه اگر همین مسیر ادامه پیدا کند، در ایامی نهچندان دور، تهدیدات لفظی جای خود را به اقدامات میدانی خواهد داد و آنوقت برای محکم ایستادن شاید خیلی دیر شده باشد.
باید از همین حالا با زبان قدرت، چه در رسانه و چه در دیپلماسی، چه در ارتش و چه در سپاه، پاسخ یاوهگوییهای علیاف و مزدوران رسانهایاش را بدهیم.
تبریز، اردبیل، زنجان، نه فقط شهرهای ایران، بلکه قلب ایراناند، ناموس هر ایرانی هستند و هر دستی بهسوی آنها دراز شود، باید قبل از رسیدن، قطع شود.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ اسرائیل منزویتر از همیشه؛ از تلفات سنگین ارتش در غزه تا شکاف داخلی روز افزون رژیم صهیونی!
فارس صرفندی، تحلیلگر سیاسی فلسطینی:
🔹امروز جهان نه تنها اسرائیل را تحمل نمیکند، بلکه حتی نمیخواهد نام اسرائیل را بشنود. همه در تمام گوشه و کنار جهان اسرائیل را انتقاد میکنند. اختلاف و شکاف داخلی ناشی از جنگ قابل توجه است. امروز در اسرائیل شکاف اجتماعی شدید و عمیقی وجود دارد.
🔹کسانی هستند که در تلآویو، شمال تلآویو، حیفا و یافا زندگی میکنند، آنها به دو چیز اهمیت میدهند: رفاه و امنیت. اگر رفاه و امنیت نداشته باشند، به یاد ملیت سابق خود میافتند و به داشتن تابعیت فرانسوی، آلمانی یا آمریکایی افتخار میکنند. چنین کسانی آمادهاند تابعیت اسرائیلی خود را رها کرده و به کشوری که از آن آمدهاند بازگردند.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ تصاویر دیگری از تظاهرات بزرگ مردم استرالیا علیه اسرائیل
🔹تظاهرکنندگان در حال حرکت به سمت سفارت آمریکا بودند که پلیس با بستن مسیرها و ارسال پیامک هشدار مانع از این امر شد.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️نطق آتشین عباس گودرزی عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی و نماینده شهرستان بروجرد خطاب به نمایندگان مجالس کشورهای اسلامی و عربی در باره مظلومیت مردم غزه
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
♨️ نامه ایران به سازمان ملل درباره اسنپبک / اروپاییها حق فعالسازی مکانیسم ماشه را ندارند
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس:
🔹غریبآبادی در جلسه این کمیسیون اعلام کرد که اروپاییها حقی برای فعال سازی اسنپ بک ندارند، چرا که به تعهدات خود تحت تفاهم هستهای عمل نکردند.
🔹معاون حقوقی و بین الملل وزارت امور خارجه گفت که با چین و روسیه برای پاسخ به فعالسازی فرایند اسنپ بک هماهنگ هستیم و نشست سه جانبه داشتیم، تاکید کرد بر اجرای قانون مجلس یعنی قانون تعلیق همکاری با آژانس و گفت که قانون مجلس در مورد تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی لازم الاجراست و به آن پایبند هستیم.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
♨️ کشف ۸۴۴ ریزپرنده قاچاق
فرمانده انتظامی استان بوشهر:
🔹۸۴۴ ریزپرنده قاچاق به ارزش ۳۳۰ میلیارد ریال در جریان توقیف ۱۰ دستگاه کانتینر در استانهای بوشهر و تهران کشف شد.
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari