eitaa logo
ولایت ، توتیای چشم
222 دنبال‌کننده
19.6هزار عکس
6.5هزار ویدیو
92 فایل
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی ، اخلاق و خانواده . (در یک کلام ، بصیرت افزایی) @TOOTIYAYCHASHM http://eitaa.com/joinchat/2540306432Cdd24344a89
مشاهده در ایتا
دانلود
‏📎 شروع دولت پزشکیان با دروغ‌بافی علیه ولی‌فقیه و زخم‌زبان به شهیدرئیسی و دفاع از بی‌حجابی و رفیق‌بازی با فتنه‌گران و همه چیز را گردن رهبر انداختن شروع شد نقشه راه امروز را از همان روز اول روشن کرد و این بی برکتی‌ها نتیجه همان‌ها است. https://eitaa.com/SehyounKosh
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ ایرانِ اسلامی ۳ سال بعد از پایان گشت ارشاد و آغاز وفاق و رأفت ✖️عادی شدن کامل بی‌حجابیِ سر و حرکت به سمت عادی سازی نیمه برهنگی و بدن نمایی در ملا عام - خیابان ولیعصر تهران 🔻 💢@amoofidel
. 👇کانال عمومی👇 (تقویم همسران) ✴️ پنجشنبه 👈23 مرداد / اسد 1404 👈 20 صفر 1447 👈14 اوت 2025 @taghvimehamsaran 🕋 مناسبت های دینی و اسلامی . 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🏴اربعین(چهلمین روز شهادت سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین علیه السلام و روز زیارتی حضرت سید الشهداء علیه السلام. 🏴 زیارت اولین زائر‌‌‌ِ قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا جناب جابر بن عبدالله انصاری. 🏴 بازگشت اهل بیت علیهم السلام از شام و رسیدن به کربلا و زیارت شهداء. به نقلی. 🏴 ملحق شدن سر امام حسین علیه السلام به بدن مطهرشان در این روز به روایتی. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🎇امور دینی و اسلامی. ❇️ روز خوش یُمن و خوبی برای امور زیر است : ✅شرکت در مراسم عزاداری سرور شهیدان پسندیده و خواندن زیارت اربعین از علامت ایمان است از آن غافل نشوید. ✅پوشین جامه مشکی. ✅دیدار بزرگان و سیاسیون. ✅شردع چله های معنوی و آغاز رژیم گرفتن. ✅و معالجه و درمان خوب است. 🤒 مریض امروز زود خوب می شود. 👶 زایمان خوب و نوزاد فاضل و دانشمند شود. 💠به کانال ما در موضوع حرز امام جواد علیه السلام و سایر ادعیه سری بزنید.👇 @Herz_adiye_hamrah 🚘 مسافرت : خوب است و سلامتی دارد و با دست پر بر می گردید. 💑 مباشرت امشب: امشب (شبِ جمعه ) ،امید است فرزند پس از فضیلت نماز عشاء از ابدال و یاران امام زمان علیه السلام گردد. ان شاءالله. 🔭احکام نجوم. 🌗 امروز قمر در برج ثور و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر نیست: 📛امور زراعی و کشاورزی. 📛و اغاز بنایی نیز خوب نیست. 🟣کتابت ادعیه و حرزها نماز آن و بستن حرز خوب است. 📛 برای دریافت تقویم نجومی هر روز کافی است کلمه "تقویم همسران"را در تلگرام و ایتا جستجو و به ما بپیوندید. 💇‍♂💇 اصلاح سر و صورت : طبق روایات، (سر و صورت) در این روز ماه قمری ، باعث ایمنی از بلا می شود. 💉حجامت فصد خون دادن. یا و فصد باعث صحت می شود. 🙄 تعبیر خواب. خوابی که (شب جمعه) دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 21 سوره مبارکه "انبیاء علیهم السلام " است. ام اتخذوا الهه من الارض هم ینشرون... و مفهوم آن این است که اگر خواب بیننده با کسی کدورت و مشکلی داشت برطرف می شود. ان شاءالله و شما مطلب خود را دراین مضامین قیاس کنید . @taghvimehamsaran 💅 ناخن گرفتن: 🔵 پنجشنبه برای ، روز خیلی خوبیست و موجب رفع درد چشم، صحت جسم و شفای درد است. 👕👚 دوخت و دوز: پنجشنبه برای بریدن و دوختن روز خوبیست و باعث میشود ، شخص، عالم و اهل دانش و علم گردد . ✴️️ وقت استخاره : در روز پنجشنبه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعد از ساعت ۱۲ ظهر تا عشاء آخر ( وقت خوابیدن) ❇️️ ذکر روز پنجشنبه نیز: لا اله الا الله الملک الحق المبین ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۳۰۸ مرتبه موجب رزق فراوان میگردد . 💠 ️روز پنجشنبه طبق روایات متعلق است به . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 🌸 زندگیتون مهدوی 🌸 📚 منابع مطالب ما: 📔تقویم همسران نوشته ی حبیب الله تقیان انتشارات حسنین علیهما السلام قم:پاساژ قدس زیر زمین پلاک 24 تلفن: 09032516300 025 377 47 297 0912 353 2816 📛📛📛📛📛📛📛 📩 این مطلب را برای دوستانتان حتما با لینک ارسال کنید.بدون لینک نقل مطلب ممنوع و حرام است. 📛📛📛📛📛📛📛 مطلب تخصصی و مفید تقویم نجومی اسلامی را هر شب اینجا دریافت کنید 👇عضو شو👇 لینک کانال اصلی ما در تلگرام👇👇 @taghvimehamsaran لینگ کانال در ایتا و سروش و تلگرام 👇 @taghvimehamsaran ارتباط با ادمین👇 @tl_09123532816 https://eitaa.com/joinchat/2302672912C0ee314a7eb
‌ 🍂ای آخرين مسافر و ای آخرين سوار! تا کی در انتظار تو؟... تا کی در انتظار؟...  🍂در ايستگاه آخر دنيا نشسته‌ايم تا کی می‌آيد از سفر آن آخرين قطار 🍂تا کی پياده می‌شوی و می‌تکانی از شال بلند يشمی‌ات ـ ای مهربان! ـ غبار ♥ اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین ♻️ امروز پنجشنبه 23 مرداد ۱۴۰۴ هجری شمسی 20 صفر ۱۴۴۷ هجری قمری ذکر مخصوص روز پنجشنبه : «لا إلهَ إلّا اللهُ المَلِکُ الحقُّ المُبین» ۱۰۰ مرتبه 🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃 https://splus.ir/rostmy 🍃🌹🍃
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَنــــْ🥀 ... ✋💔 یه سلام از راه دور به حضرت عشق...❤️ به نیابت از اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن 📿 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃 https://splus.ir/rostmy 🍃🌹🍃
✍️ 💠 یک نگاهم به قامت غرق عباس بود، یک نگاهم به عمو که هنوز گوشه چشمانش اشک پیدا بود و دلم برای حیدر پر می‌زد که اگر اینجا بود، دست دلم را می‌گرفت و حالا داغ فراقش قاتل من شده بود. جهت مقام (علیه‌السلام) را پیدا نمی‌کردم، نفسی برای نمانده بود و تنها با گریه به حضرت التماس می‌کردم به فریادمان برسد. 💠 می‌دانستم عمو پیش از آمدن به بقیه آرامش داده تا خبری خوش برایشان ببرد و حالا با دو پیکری که روبرویم مانده بود، با چه دلی می‌شد به خانه برگردم؟ رنج بیماری یوسف و گرگ مرگی که هر لحظه دورش می‌چرخید برای حال حلیه کافی بود و می‌ترسیدم مصیبت عباس، نفسش را بگیرد. 💠 عباس برای زن‌عمو مثل پسر و برای زینب و زهرا برادر بود و می‌دانستم رفتن عباس و عمو با هم، تار و پود دلشان را از هم پاره می‌کند. یقین داشتم خبر حیدر جان‌شان را می‌گیرد و دل من به‌تنهایی مرد اینهمه درد نبود که بین پیکر عباس و عمو به خاک نشسته و در سیلاب اشک دست و پا می‌زدم. 💠 نه توانی به تنم مانده بود تا به خانه برگردم، نه دلم جرأت داشت چشمان حلیه و نگاه نگران دخترعموها را ببیند و تأخیرم، آن‌ها را به درمانگاه آورد. قدم‌هایشان به زمین قفل شده بود، باورشان نمی‌شد چه می‌بینند و همین حیرت نگاه‌شان جانم را به آتش کشید. 💠 دیدن عباس بی‌دست، رنگ از رخ حلیه برد و پیش از آنکه از پا بیفتد، در آغوشش کشیدم. تمام تنش می‌لرزید، با هر نفس نام عباس در گلویش می‌شکست و می‌دیدم در حال جان دادن است. زن‌عمو بین بدن عباس و عمو حیران مانده و رفتن عمو باورکردنی نبود که زینب و زهرا مات پیکرش شده و نفس‌شان بند آمده بود. 💠 زن‌عمو هر دو دستش را روی سر گرفته و با لب‌هایی که به‌سختی تکان می‌خورد (علیهاالسلام) را صدا می‌زد. حلیه بین دستانم بال و پر می‌زد، هر چه نوازشش می‌کردم نفسش برنمی‌گشت و با همان نفس بریده التماسم می‌کرد :«سه روزه ندیدمش! دلم براش تنگ شده! تورو خدا بذار ببینمش!» 💠 و همین دیدن عباس دلم را زیر و رو کرده بود و می‌دیدم از همین فاصله چه دلی از حلیه می‌شکافد که چشمانش را با شانه‌ام می‌پوشاندم تا کمتر ببیند. هر روز شهر شاهد بود که یا در خاکریز به خاک و خون کشیده می‌شدند یا از نبود غذا و دارو بی‌صدا جان می‌دادند، اما عمو پناه مردم بود و عباس یل شهر که همه گرد ما نشسته و گریه می‌کردند. 💠 می‌دانستم این روزِ روشن‌مان است و می‌ترسیدم از شب‌هایی که در گرما و تاریکی مطلق خانه باید وحشت خمپاره‌باران را بدون حضور هیچ مردی تحمل کنیم. شب که شد ما زن‌ها دور اتاق کِز کرده و دیگر در میان نبود که از منتهای جان‌مان ناله می‌زدیم و گریه می‌کردیم. 💠 در سرتاسر شهر یک چراغ روشن نبود، از شدت تاریکی، شهر و آسمان شب یکی شده و ما در این تاریکی در تنگنای غم و گرما و گرسنگی با مرگ زندگی می‌کردیم. همه برای عباس و عمو عزاداری می‌کردند، اما من با اینهمه درد، از تب سرنوشت حیدر هم می‌سوختم و باز هم باید شکایت این راز سر به مهر را تنها به درگاه می‌بردم. 💠 آب آلوده چاه هم حریفم شده و بدنم دیگر استقامتش تمام شده بود که لحظه‌ای از آتش تب خیس عرق می‌شدم و لحظه‌ای دیگر در گرمای ۴۵ درجه طوری می‌لرزیدم که استخوان‌هایم یخ می‌زد. زن‌عمو همه را جمع می‌کرد تا دعای بخوانیم و این توسل‌ها آخرین حلقه ما در برابر داعش بود تا چند روز بعد که دو هلی‌کوپتر بلاخره توانستند خود را به شهر برسانند. 💠 حالا مردم بیش از غذا به دارو نیاز داشتند؛ حسابش از دستم رفته بود چند مجروح و بیمار مثل عمو درد کشیدند و غریبانه جان دادند. دیگر حتی شیرخشکی که هلی‌کوپترها آورده بودند به کار یوسف نمی‌آمد و حالش طوری به هم می‌خورد که یک قطره از گلوی نازکش پایین نمی‌رفت. 💠 حلیه یوسف را در آغوشش گرفته بود، دور خانه می‌چرخید و کاری از دستش برنمی‌آمد که ناامیدانه ضجه می‌زد تا فرشته نجاتش رسید. خبر آوردند فرماندهان تصمیم گرفته‌اند هلی‌کوپترها در مسیر بازگشت بیماران بدحال را به ببرند و یوسف و حلیه می‌توانستند بروند. 💠 حلیه دیگر قدم‌هایش قوت نداشت، یوسف را در آغوش کشیدم و تب و لرز همه توانم را برده بود که تا رسیدن به هلی‌کوپتر هزار بار جان کندم. زودتر از حلیه پای هلی‌کوپتر رسیدم و شنیدم با خلبان بحث می‌کرد :«اگه داعش هلی‌کوپترها رو بزنه، تکلیف اینهمه زن و بچه که داری با خودت می‌بری، چی میشه؟»... 🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد 🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃 https://splus.ir/rostmy 🍃🌹🍃
✍️ 💠 شنیدن همین جمله کافی بود تا کاسه دلم ترک بردارد و از رفتن حلیه کنم. در هیاهوی بیمارانی که عازم رفتن شده بودند حلیه کنارم رسید، صورت پژمرده‌اش به زنده ماندن یوسف گل انداخته و من می‌ترسیدم این سفرِ آخرشان باشد که زبانم بند آمد و او مشتاق رفتن بود که یوسف را از آغوش لختم گرفت و با صدایی که از این به لرزه افتاده بود، زمزمه کرد :«نرجس کن بچه‌ام از دستم نره!» 💠 به چشمان زیبایش نگاه می‌کردم، دلم می‌خواست مانعش شوم، اما زبانم نمی‌چرخید و او بی‌خبر از خطری که می‌کرد، پس از روزها به رویم لبخندی زد و نجوا کرد :«عباس به من یه باطری داده بود! گفته بود هر وقت لازم شد این باطری رو بندازم تو گوشی و بهش زنگ بزنم.» و بغض طوری گلویش را گرفت که صدایش میان گریه گم شد :«اما آخر عباس رفت و نتونستم باهاش حرف بزنم!» 💠 رزمنده‌ای با عجله بیماران را به داخل هلی‌کوپتر می‌فرستاد، نگاه من حیران رفتن و ماندن حلیه بود و او می‌خواست آنچه از دستش رفته به من هدیه کند که یوسف را محکم‌تر در آغوش گرفت، میان جمعیت خودش را به سمت هلی‌کوپتر کشید و رو به من خبر داد :«باطری رو گذاشتم تو کمد!» قلب نگاهم از رفتن‌شان می‌تپید و می‌دانستم ماندن‌شان هم یوسف را می‌کُشد که زبانم بند دلم شد و او در برابر چشمانم رفت. 💠 هلی‌کوپتر از زمین جدا شد و ما عزیزان‌مان را بر فراز جهنم به این هلی‌کوپتر سپرده و می‌ترسیدیم شاهد سقوط و سوختن پاره‌های تن‌مان باشیم که یکی از فرماندهان شهر رو به همه صدا رساند :«به خدا کنید! عملیات آزادی شروع شده! چندتا از روستاهای اطراف آزاد شده! به مدد (علیه‌السلام) آزادی آمرلی نزدیکه!» شاید هم می‌خواست با این خبر نه فقط دل ما که سرمان را گرم کند تا چشمان‌مان کمتر دنبال هلی‌کوپتر بدود. 💠 من فقط زیر لب (علیه‌السلام) را صدا می‌زدم که گلوله‌ای به سمت آسمان شلیک نشود تا لحظه‌ای که هلی‌کوپتر در افق نگاهم گم شد و ناگزیر یادگاری‌های برادرم را به سپردم. دلتنگی، گرسنگی، گرما و بیماری جانم را گرفته بود، قدم‌هایم را به سمت خانه می‌کشیدم و هنوز دلم پیش حلیه و یوسف بود که قدمی می‌رفتم و باز سرم را می‌چرخاندم مبادا و سقوطی رخ داده باشد. 💠 در خلوت مسیر خانه، حرف‌های فرمانده در سرم می‌چرخید و به زخم دلم نمک می‌پاشید که رسیدن نیروهای مردمی و شکست در حالی‌که از حیدرم بی‌خبر بودم، عین حسرت بود. به خانه که رسیدم دوباره جای خالی عباس و عمو، در و دیوار دلم را در هم کوبید و دست خودم نبود که باز پلکم شکست و اشکم جاری شد. 💠 نمی‌دانستم وقتی خط حیدر خاموش و خودش عدنان یا است، با هدیه حلیه چه کنم و با این حال بی‌اختیار به سمت کمد رفتم. در کمد را که باز کردم، لباس عروسم خودی نشان داد و دیگر دامادی در میان نبود که همین لباس آتشم زد. از گرما و تب خیس عرق شده بودم و همانجا پای کمد نشستم. 💠 حلیه باطری را کنار موبایلم کف کمد گذاشته بود و گرفتن شماره حیدر و تجربه حس که روزی بهاری‌ترین حال دلم بود، به کام خیالم شیرین آمد که دستم بی‌اختیار به سمت باطری رفت. در تمام لحظاتی که موبایل را روشن می‌کردم، دستانم از تصور صدای حیدر می‌لرزید و چشمانم بی‌اراده می‌بارید. 💠 انگشتم روی اسمش ثابت مانده و همه وجودم دست شده بود تا معجزه‌ای شود و اینهمه خوش‌خیالی تا مغز استخوانم را می‌سوزاند. کلید تماس زیر انگشتم بود، دلم دست به دامن (علیه‌السلام) شد و با رؤیایی دست نیافتنی تماس گرفتم. چند لحظه سکوت و بوق آزادی که قلبم را از جا کَند! 💠 تمام تنم به لرزه افتاده بود، گوشی را با انگشتانم محکم گرفته بودم تا لحظه اجابت این معجزه را از دست ندهم و با شنیدن صدای حیدر نفس‌هایم می‌تپید. فقط بوق آزاد می‌خورد، جان من دیگر به لبم آمده بود و خبری از صدای حیدرم نبود. پرنده احساسم در آسمان پر کشید و تماس بی‌هیچ پاسخی تمام شد که دوباره دلم در قفس دلتنگی به زمین کوبیده شد. 💠 پی در پی شماره می‌گرفتم، با هر بوق آزاد، می‌مُردم و زنده می‌شدم و باورم نمی‌شد شرّ عدنان از سر حیدر کم شده و رها شده باشد. دست و پا زدن در برزخ امید و ناامیدی بلایی سر دلم آورده بود که دیگر کارم از گریه گذشته و به درگاه زار می‌زدم تا دوباره صدای حیدر را بشنوم. بیش از چهل روز بود حرارت احساس حیدر را حس نکرده بودم که دیگر دلم یخ زده و انگشتم روی گوشی می‌لرزید... 🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد 🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃 https://splus.ir/rostmy 🍃🌹🍃
‌ ▪️اربعین آمد دلم را غم گرفت بهر زینب (س) عالمی ماتم گرفت ▪️سوز اهل آسمان آید به گوش ناله‌ی صاحب زمان(عج) آید به گوش اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین ◾️فرارسیدن اربعین حسینی بر و منتظران حضرتش و مخاطبین خبر فوری سراسری تسلیت باد...🥀 ♻️ امروز پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴ هجری شمسی ۲٠ صفر ۱۴۴۷ هجری قمری ذکر مخصوص روز پنجشنبه : «لا إلهَ إلّا اللهُ المَلِکُ الحقُّ المُبین» ۱۰۰ مرتبه 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
41.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محضر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) عرض سلام و ادب خالصانه و متواضعانه فردی مدعی شده است که بدون حتی یک ریال بودجه دولتی می‌تواند معضل بی‌آبی کشور را حل کند. اما طرح او از سوی وزارت نیرو رد شده و به گفته‌ی خودش، به او گفته‌اند: "مسائل آب ایران به شما ربطی ندارد!" مولای من، در این میان یک حقیقت روشن است: یا یکی "شیاد" است یا یکی "خائن"! سؤال این است: پس چرا هیچ‌کدام محاکمه نمی‌شوند؟ اگر این فرد "شیاد" است و برای جلب توجه و شهرت چنین ادعایی کرده، چرا دستگاه‌های نظارتی و قضایی او را به جرم "شیادی"، "تشویش اذهان عمومی"، "تخریب مقامات" و "کلاهبرداری" بازداشت و محاکمه نمی‌کنند؟ اما اگر او راست می‌گوید، چرا آن مسئولین بی‌غیرت را به جرم "خیانت به منافع ملی و مردم"، "بازی با جان ملت" و "حمایت از مافیای آب" به پای میز محاکمه نمی‌کشانند؟ مردم در سایه سکوت مقامات قضایی و امنیتی میپرسند بالاخره کدام است؟ لطفاً امر بفرمایید که یا "شیاد" را محاکمه کنند یا "خائن" را. مستحضرید که در موارد مشابه، هر دو را رها کرده‌اند و ملت بیچاره فقط نظاره‌گر مانده است. ملت ایران معتقدند بحران آب واقعی است، اما ساخته و پرداخته‌ی "مافیای آب" است. از خداوند متعال طول عمر باعزت برای شما، نایب امام عصر(عج) در دوران غیبت را مسئلت داریم. سربازان کوچک رسانه ای شما 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
📣 «»؛ شماره ۵۳ | زائران امروز کربلا، فاتحان فردای قدس 🖼 حرکت نمادین زائرین امسال اربعین درباره قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران علیه رژیم صهیونی، موضوع اصلی پنجاه و سومین شماره روزنامه اینترنتی است.👇 🔹 در روزهایی که میلیون‌ها زائر از سراسر جهان به سمت کربلا در حرکت‌اند، موج تازه‌ای فضای حقیقی و به دنبالش مجازی را تسخیر کرده است: «چالش موشکی اربعین». این روزها، کلیپ‌هایی از جوانان عراقی، ایرانی، لبنانی و حتی زائران دیگر کشورها دیده می‌شود که با دستان‌شان شکل حرکت موشک می‌سازند و با لبخند افتخارآمیزی سیر حرکتش را نشان میدهند، در واقع نمادی از موشک‌های ایرانی که با دقت، مواضع رژیم صهیونیستی را درهم کوبید. 🔹 این حرکت نمادین یک بیانیه سیاسی- فرهنگی است که در قلب رویدادی مذهبی و تمدنی شکل گرفته. وقتی بنرهای عراقی می‌گویند: «آسمان‌هایمان مهمان موشک‌هایتان، زمین‌هایمان مهمان زائرانتان»، یعنی پیوندی میان «قدرت» و «زیارت» در حال نمایش است؛ همان دستانی که امروز برای حسین(ع) علم‌بردارند، در روز خطر نیز حامی مقاومت‌اند. 🔹 راهپیمایی اربعین همیشه بزرگ‌ترین اجتماع شیعیان جهان بوده؛ اما امسال، با این حرکت، به کارزاری چندلایه بدل شد: هم در زمین جاری است و هم در فضای مجازی، هم دل‌ها را به کربلا می‌کشاند و هم نگاه‌ها را به اقتدار ایران. رهبر انقلاب اربعین را «قوّت اسلام و قوّت جبهه مقاومت» توصیف کرده‌اند؛ این روزها، این توصیف عینیت یافته و می‌بینیم زائران در جاده‌های نجف تا کربلا قدم برمی‌دارند و هم‌زمان ویدئوهایی با هشتگ‌های عربی و فارسی در حمایت از حمله موشکی ایران منتشر می‌کنند، که نشان می‌دهد اربعین فقط روایت گذشته نیست، بلکه زبان حال و آینده مقاومت است. 🔹 برخلاف محاسبات دشمنان که محور مقاومت را ازهم‌گسیخته می‌بینند، واقعیت نشان داد که ماجرا برعکس است. محور مقاومت نه‌تنها فرو نپاشیده، بلکه منسجم‌تر از قبل، در چند جبهه می‌جنگد. این محور، محصول تصمیم دولت‌ها نیست؛ روح مقاومت در ملت‌هاست که آن را پیش می‌برد، روحی که از عاشورا الهام گرفته و هرگز نمی‌میرد. 🔹 حمله ایران به اسرائیل، بهانه‌ای شد تا امت اسلامی هم در میدان نبرد و هم در میدان روایت پیروز باشد. موشک‌ها پیام قدرت فرستادند و زائران پیام عشق به حسین(ع) را. در کنار هم، این دو پیام به گفتمان تازه‌ای بدل شدند: ما، هم عاشقیم، هم مقاوم. صحنه‌های اربعین امسال مملو از این هم‌صدایی است: جوانان عرب با تصویر موشک‌های ایرانی روی کوله‌پشتی، نوجوانان عراقی با دستان به‌شکل حرکت موشک و کاربران مجازی با انتشار این لحظات همراه نوحه‌های عربی، لحظات مهمی از حماسه را رقم زدند. 🔹 رهبر انقلاب فرمودند: «حادثه راهپیمایی اربعین، پدیده‌ای معجزه‌آساست… این نشان می‌دهد که اراده خداوند بر نصرت امت اسلامی تعلق گرفته است.» امسال، اربعین شکوه ایمان را نشان داد و قدرت نرم و سخت مقاومت را به هم گره زد. این جریان از دل فضای مجازی و برخورد سایر ملت‌ها با زائران ایرانی ثابت کرد که جوانان منطقه روایت خودشان را از قدرت و معنویت دارند و می‌توانند آن را هم‌زمان در خیابان و شبکه‌های اجتماعی بازنمایی کنند و فریاد بزنند: قطعاً سننتصر. 📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید. 🖼روزنامه 📲 @sedaye_iran_newspaper
🖤چهل روز است دل،دلـبر نـدارد 💚حسین انگشت و انگــشتر ندارد 🖤چهل روز است زهرا گشـته گریان 💚حسین بر خون خود گردیده غلطان 🖤چهل روز است زینب می کِشد آه 💚کنار علقمه شرمنده شد ماه 🖤چهل روز است مولا سر ندارد 💚رباب باوفا اصغر ندارد 🖤چهل روز است آل الله غریب است 💚نـوای کاروان اَم یجیب است 🖤چهل روز است دل،منزل ندارد 💚بگو دریای غم ،ساحل ندارد اربعین سالار شهیدان آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام تسلیت باد 🏴
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏منتظر ماندم ببینم از فوج فوج مسئولان کشور که به تور بازدید از این فناوری آبی رفته و تعریف و تمجید کرده‌اند، کسی پیدا می‌شود که توی دهان نتانیاهو بزند یا خیر. ظاهراً آقایان شرمشان می‌آید از اینکه این توان علمی را فریاد بزنند. دلیل روشن است: ملت بلافاصله سوال خواهند کرد که اگر این فناوری مدرن را داریم، چرا حرکتی برای اجرای آن در سطح کشور مشاهده نمی‌شود؟ جناب آقای دکتر پزشکیان! بجای اینکه آیه یاس بخوانید، بابت تحصیل این فناوری حیاتی، جشن ملی برگزار کنید. به فناوران نشان ملی افتخار دهید. بیلبوردهای شهرها و جاده‌های کشور را مزین به تصاویر این قهرمانان علمی کنید. نتایج شگفت‌انگیز اجرای این پروژه در خوزستان را به مردم گزارش دهید. پروژه تعریف کنید و خودتان بالای سر پروژه‌ها حاضر شوید و با مردم از پیشرفت کار سخن بگوئید. شرکت‌های تولیدکننده مواد خام را مکلف به تامین مواد اولیه این پروژه‌ها نمایید. از رهبر انقلاب برای تخصیص منابعی از صندوق توسعه ملی برای این پروژه ملی کسب اجازه کنید. آینده اجرای این طرح در سطح کشور را برای مردم ترسیم کنید. به مردم امید و نوید بدهید تا بر وضعیت فعلی صبر و همراهی کنند. رئیس جمهور باشید... https://eitaa.com/joinchat/890109952Cc8072c06f8