همسایمون داشت خونه میساخت.
گل محمد اون موقع ده الی دوازده ساله بود.
یک روز دیدم چوب های سنگین رو روی دوشش گذاشته و برای بنایی میبره خونه همسایه.
بهش گفتم:محمدجان! اونا دارن خونه میسازن، تو چرا خودت رو خسته میکنی؟!
جواب داد:مادرجان! اینها تو خونشون مرد ندارن، وظیفه منه که بهشون کمک کنم...
📚: کاش با او بودم
شهید#گلمحمد_غزنوی🕊🌹
🍃🌹۱۴گلصلواتهدیهبهشهید گل محمد غزنوی 🌹🍃
🍃🌹کانالِیادوخاطرهشهدا🌹🍃
http://sapp.ir/rostmy
🍃🌹🍃