•.
به من که بیشتر از هرچه دوستت دارم
بگو چقدر؟ چه اندازه دوستم داری؟
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام🤍
•
.
"كلهم عواصف ترابية، الا انت هواء نقي."
-همه طوفان گرد و غبار هستند،
اما تو هوایِ تازهای!🤍:)
-لاادری
•
.
چه شد که حوض به یکباره رود_رود دوید
که ماهیان همگی سمت آسمان رفتند؟
چه شد که تُنگ به تَنگ آمد و فروپاشید
چه شد که پولکیان تا ستارگان رفتند؟
که فوج فوج پرستو شبی فرشته شدند
به اوجها، به فراسوی کهکشان رفتند
چه شد که عقربهها بیشماره رقصیدند
و در نهایت خلسه به بیزمان رفتند...
شراب مست شد و از پیالهها سر رفت
خمارهای زیادی به لامکان رفتند_
•
.
تو شعر میشدی و ماه باله میرقصید
و ماهیان همگی سمت آسمان رفتند...
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام🌱
معلوم بود آیندهام پیش از تولد
معلوم بود از ابتدایش جای قبرم
آنروزها مادر برایم اشک میریخت
پنهانی و دور از پدر بالای قبرم
آنروزها دائم دعای مادر این بود:
"ای کاش بارم پر ثمر باشد خدایا
حرف زنان طایفه بیریشه باشد
ای کاش این دختر پسر باشد خدایا! "
"اصلا چرا دختر شدم وقتی کسی نیست
چشم انتظارم، دوست دارم، بی قرارم...
اصلا چرا دختر شدم وقتی که باید
پیش از تولد رنجهایم را ببارم...
سهم من از دنیا فقط یک مشت خاک است
سهم من از این زندگی مرگ است آری.. "
مانند من در انتظار گور بودند
پیش از تولد دختران بیشماری
تنها تلاش من برای زندگی بود
آن نالههای سوزناک کودکانه
مادر حریف دستهای او نمیشد
وقتی پدر میکند گورم را شبانه
آن لحظه ای که گور شد گهواره من
لالایام فریادهای مادرم بود
آن لحظهای که چشمهایم بسته میشد،
آن لحظهای که مرگ تنها سنگرم بود_
آن لحظه را دستان تو پاشید از هم
دست مرا از دست تاریکی رها کرد
بیرون کشید از خاک جسم کوچکم را
دنیای تاریک مرا نور آشنا کرد
دختر شدم تا ناجیام دست تو باشد..!
تا با وجودت این جهان معنا بگیرد
تا نور تو بر قلب تاریکی بتازد
تا زندگی در روز آغازش نمیرد...
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام🌿
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•.
اگر نجات به دستان احمد است، خوشا!
هزار بار به گور افکند مرا دنیا🤍
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام