𓍢」
با این خزانِ سردِ بیباران چه باید کرد؟
با برگهای بیسر و سامان چه باید کرد؟
این زندگی سرتاسرش اندوه و اندوه است
با رنج نامیرای بیپایان چه باید کرد؟
دریای مواج جهان جای دل من نیست
با قایقی مجروح در طوفان چه باید کرد؟
وقتی که حتی خندههایم درد میگریند
با چشم با این زخم بیدرمان چه باید کرد؟
بیپنجره، بیآسمان، بیروزنه، بینور
با این قفس، این تُنگ، این زندان چه باید کرد؟
•.
گلدان من پژمرده در آزادی صوری
فکری به حال غربت ایوانچه* باید کرد...
#محدثه_نبی_حسینی
*ایوانِ کوچک
-ایهام🍁
𓍢」
آخر به زمین کشاند ما را پاییز
در خلوتِ هم نشاند ما را پاییز
بر شاخه دو برگِ دور از هم بودیم
تا اینکه به هم رساند ما را پاییز...
-احسان افشاری🍂