،
.
لنگههای چوبی دَرِ حیاطمان
گرچه کهنهاند و جیرجیر میکنند،
محکمند
خوش به حالشان
که لنگهی همند..!
-جلیل صفربیگی🌱
،
.
وقارش به مادر بزرگش خدیجه میماند،
حیایش به مادرش فاطمه،
حرف زدن و فصاحتش به پدرش علی،
صبرش به برادرش حسن
و شجاعت و قوت قلبش به برادر دیگرش حسین.
انگار همه خانواده را جمع کردهباشند یک جا کنار هم زینب.
-📒قصهی کربلا
「 ایــھامـ」
میشد اینجوری هم گفت: زادهی روزهای آبانم دختر برگ های پاییزم مثل پاییز همدم مهرم مثل پاییز شعر انگ
زادهی روزهای آبانم
دختر برگهای پاییزم:)
-محدثه نبیحسینی