.
یه غزل جدید نوشتم که خیلی دوستش دارم
اینقدر که بدونِ صف، قبل از غزلهای قدیمیتر منتشرش میکنم :)
.
•☁️
امیدوار نبودم که بیتو زنده بمانم
دوباره شعر بگویم دوباره شعر بخوانم
دوباره مست شوم با صدای زندهی باران
دوباره نبض بگیرد نسیم از هیجانم
دو بال تازه ببافم دروغ تازه بلافم_
که من پرندهترین دختر تمام جهانم ˘◡˘
دوباره رنگ بپاشم به لب به گونه به چشمم
که گرد چهرهی خود را از آینه بتکانم
دوباره بر لب جدول قدم زنان بروم تا_
مسیر رود جوان را به سمت خود بکشانم...
دوباره ماهی غمگین به قلب رود بیفتد
کبوتران قفس را به آسمان بپرانم!
امیدوار نبودم که باز هم بتوانم... :)
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام
'
عزیزی خواری و خواری عزیزی بار میآورد
در آغوش پدر از چاه و زندان بیش میلرزم
-صائب
•
.
لذتی بالاتر از این نیست
کسی را بیابی که جهان را مثل تو ببیند؛
اینگونه میفهمی که دیـوانـه نیستـی... :)
.