•
.
عاشقم شد! میرود تا پای جان؟ معلوم نیست!
نه! از اینجا انتهای داستان معلوم نیست
خسته شد در راه اگر از عشق، آیا ممکن است
کَج کند راهِ خودش را ناگهان؟ معلوم نیست!
یا اگر شیرینتری بر سفرهمان مهمان شود
برمیآید از پسِ این امتحان؟ معلوم نیست!
من به این زودی نخواهم گفت از احساسِ خود!
وقتی از اوّل مسیرِ عشقمان معلوم نیست
تا اگر رفت از غرورِ من بماند چیزکی
تا بگویم: من که گفتم آن زمان، «معلوم نیست!»
هیچکس هم پِی نخواهد بُرد عاشق بودهام
چیزی از این خاطراتِ بینشان معلوم نیست
در دلم حتّیٰ اگر باشد کسی، پنهان شده است
از نگاهم هرچه میخواهی بخوان! معلوم نیست... :)
-انسیهسادات هاشمی
•
.
گنجشک شوم لانه شدن را بلدی؟
دلتنگ شوم خانه شدن را بلدی؟
مو بافتن و غزل سرودن به کنار
من گریه شوم، شانه شدن را بلدی؟
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام🌱
「 ایــھامـ」
. • برایت آینهای پر غبار و آه! منم! تویی که جلوهی محضی... منم نگاه... منم! تو دائم الکرمی و تو د
•
.
فرار میکنم از خود به سمت آغوشت
پر از گناه، پر از آه، بیپناه منم...
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام
.
•
"آغوش" برایم کلمهایست مقدس
بنظرم آغوش فقط یک تماس فیزیکی نیست
وقتی کسی ما را در آغوش میگیرد انگار روحمان برای لحظاتی در او حل میشود
درست در همان لحظهای که قلبها به هم نزدیک میشوند
لحظهی یگانگی...
•
.
「 ایــھامـ」
. • "آغوش" برایم کلمهایست مقدس بنظرم آغوش فقط یک تماس فیزیکی نیست وقتی کسی ما را در آغوش میگیرد ان
.
•
آغوشِ رفیق،
پدر،
مادر،
خواهر،
آغوشهای عمیقی هستند که بارها، باری که بر قلبم سنگینی کرده است را برداشتهاند؛
اما عمیق ترین آغوشی که تجربه کردهام هیچ کدام از اینها نبود
•
.
「 ایــھامـ」
. • آغوشِ رفیق، پدر، مادر، خواهر، آغوشهای عمیقی هستند که بارها، باری که بر قلبم سنگینی کرده است
.
•
آغوش محدودهایست بین دو بازو؛
اما آن آغوش عمیق مرزی ندارد
وسعتش به اندازه تمام جهان است :)
•
.
「 ایــھامـ」
. • آغوش محدودهایست بین دو بازو؛ اما آن آغوش عمیق مرزی ندارد وسعتش به اندازه تمام جهان است :) •
.
•
هربار که دلتنگ میشوم و احساس میکنم در گرداب زندگی فرو رفتهام
نشانهای میفرستد تا به یاد بیاورم آغوشش همیشه به رویم باز است🤍:)
آن لحظه انگار تمام هستی عدم میشود
و در تمام جهان من میمانم و آغوش بینهایت او...
#یادداشت
•
.