چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به دردِ خویش خو کردم
[شهریار]
جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت
بر همان عهد که بودیم بر آنیم هنوز
[ادیبنیشابوری]
نمیدانست آن همه ذوق و شوق آن همه شور نشاطش کجا رفته؟!
افسرده؟!این برای توصیف حالش هم کم است:)
#اسپویل
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم
دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود
[امیرحسیناثنیعشری]