eitaa logo
«طَـنـیـن»
79 دنبال‌کننده
71 عکس
24 ویدیو
0 فایل
-بسم الله '' گفته بودی گریه کن از غصه‌اَت کم می‌شود ؛ من اگر یک شب ببارم این جهان غم می‌شود.'' -کپی؟به جز رمان آزاد -شروعمون:¹⁴⁰⁵/⁰¹/²³ -پایانمون: ان‌شاءالله شهادت:)
مشاهده در ایتا
دانلود
ستاره احسانی(۳۷ ساله)
طاها همدانی(۲۶ ساله)
هانا زیتونچیان(۴۵ ساله)
«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» «زَمْهَر» ورق چهاردهم ,, هانا روبه‌رویش ایستاد:لئو من هیچ دروغی بهت نگفتم.مرگ الیزابت تقصیر ایرانی ها بوده! تن صدایش بالا رفت:برای بار اخر دارم میگم خانواده‌ی تو ما هستیم نه کسایی که ولت کردن رفتن. سرش را بالا گرفت و به چشمانش زل زد.آن چشم ها چیزی را مخفی می‌کردند.اگر هزار بار هم او این حرف ها را می‌زد چیزی تغییر نمی‌کرد. هانا بغض کرده لب زد:لئو من میدونم برات سخته ولی خواهش می‌کنم باهامون باش. چشمانش را محکم رو هم فشرد.سرش را سمت مخالف چرخاند:فقط برای یه مدت میام میتوانست لبخند هانا را حس کند قبل از اینکه سخنی بگوید:اما یه شرط داره! به سمت هانا چرخید:میخوام بدونم الیزابت کجا دفن شده و اطلاعان کاری داشت میکرد رو میخوام. متعجب از حرفش لب زد:لئو این اطلاعا.... اخم هایش در هم رفت:مگه نگفتی بهت نیاز دارم خب من شرط دارم.قبول میکنی؟من کار دارم میخوام برم هانا موهایش را پشت گوشش داد:باشه قبوله. به سمت صندلی شاگرد رفت و مبایلش را برداشت. تشکری کرد و بارانی که از ظهر شروع شده بود هوا را سرد کرده بود. زیپ سویشرت را کمی بالا تر کشید. دستانش در جیب هایش مشت شده بود. ,, ادامه دارد:)