eitaa logo
تـ ع ـجیل | TaaJiL
38 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
383 ویدیو
23 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 مدام می‌گفت برایم از همت بگو برایم بگو درون مجنون چه گذشت بر او گفتم رفیق تا به حال جایی «تنها مانده ای؟»😢 جایی بدون یاور «در کمین دشمن افتاده ای؟»😭 جایی تنها و بی نشان «جنگیده ای؟»😔 تنهای تنهای تنها «چشم در چشم لشکری از دشمن دوخته ای؟»😔 یک جایی در هجوم آتش «با بی کسی هایت سوخته ای و ساخته ای؟»😭😭 گفتم رفیق تا به حال جایی از درون، خون «گریسته ای؟»😭😭 تا به حال برایت از لشکرت «مانده فقط دسته ای؟»😔 با چشم خود خون دادن عزیزانت را «به تماشا نشسته ای؟»😭😢 تمام دردهایت را پشتِ بغضی «انباشته ای؟»😭 تا به حال «ضجه های آخر یک مرد را در مجنون شنیده ای؟»😔 لحظه های جان دادنِ رزمنده ای را به چشم خود دیده ای؟😢😢 در یک نبرد با دیدن درد «هزارو یک بار مرده ای؟»😭 گفتم رفیق بی نوا همت، که‌همه ی این ها را با چشم دلش چشید و با چشم سرش دید آخرش با صدایی آرام تر گفتم رفیق و همت دیگر چیزی در خشابش باقی نمانده بود «جز آرمان و عقیده ای» و‌ او همه‌چیزش را دادو به دیدار معبودش شتافت تکه تکه، «با سر بریده ای»😭😭😭😭 http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f