تَـبَـسُـم | خانومِ عڪاس
از شبِ تاسوعا ُ حسینیه زینبیه؛
بدون سید علی :(!
بمونه یادگار..
تَـبَـسُـم | خانومِ عڪاس
چی بگم از شبِ عاشورای حسینی!
از روضه های - یا برگرد یا آن دل را برگردان-
حاج محمود کریمی ..
از کوچه پس کوچه های شلوغ فلسطین
* بمونه یادگار عاشورا ¹⁴⁴⁸ 💔
با توجه به اینکه دوربین نمیبرم ..
و اصلاً نمی دونم حالم چجوریه ؛
شاید نتونم عکس بگیرم.
شما عکس بگیرید برا منم بفرستید :)
خصوصاً بچه هایی که قم یا مشهد هستید
اینجا
نوشتن حس ُ حالم به عنوان یه عکاس خیلی سخته!
خیلی سخته که بخوای کنترل کنی احساسات و گریه هات رو تا بتونی یه عکس خوب ثبت کنی
خیلی سخته اشکاتو پاک کنی تا ، تاری چشمات باعث خراب شدن عکس ها نشه
خیلی سخته از تابوتی عکس بگیری که یه روزی آرزو داشتی لبخند بزنه ُ تو عکس بگیری
خیلی سخته از حالِ بدِ مردمی روایت کنی که خودت از همه نابودتری
خیلی سخته که جمعیتی رو به تصویر بکشی که همه برای ِ خداحافظی با رهبرت اومده باشن
خیلی سخته . . . خیلی
* حتی اگه به قیمت از دست دادن دوربینمم باشه .. ولی انجام میدم
چون میمونه رو دلم ..
سید علی دلم برات تنگ میشه :)
و حسرتِ عکاسی تو بیت با شما ؛ تا ابد و یک روز در دلم خواهد ماند 💔
* به وقت ِ ۱۵ تیر ¹⁴⁰⁵ و رفتن آقا از تهران!