eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
249 دنبال‌کننده
251 عکس
282 ویدیو
2 فایل
به تن تبعید شد روحِ عدم‌پیمای من از عمر بگو بر شانه باید بُرد تا کِی بارِ هستی را؟ . . 'به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ...' [ https://abzarek.ir/service-p/msg/4538642 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
اقاجان... همیشه می‌گفتی: «این جمهوری قائم به اشخاص نیست» اما ما چه؟ ما قائم به تو بودیم... بعد از رو
ما زنده‌ایم... ما هنوز همانیم؛ اما با خاطره‌ی دوبار جان کندن و احیا شدن. تو می‌دانستی که ما هنوز از دردِ جان کندنِ سال ۶۸، هر ۱۴ خرداد به تو پناه می‌آوردیم. همان فراقی که هنوز تصورش نفس‌مان را بند می‌آورد... عزیز جان ما، حالا چگونه تو را به خاک بسپاریم ای جانِ از دست رفته‌ی‌مان؟...
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسرتش موند به دلم این‌شکلی بشینم رو به روت، قربون صدقه‌ات برم... 💔
هدایت شده از KHAMENEI.IR
باید برخاست.mp3
زمان: حجم: 10.3M
📢 انتشار نخستین‌بار 🏴 قطعه موسیقی ویژه «باید برخاست» منتشر شد ▪️ رسانه KHAMENEI.IR، قطعه‌ی موسیقی «باید برخاست» را به عنوان موسیقی ویژه‌ی آئین بدرقه آقای شهید ایران حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه منتشر می‌کند. 🎙این قطعه بر اساس نوحه‌ی «» نواخته شده و نوای آن در ایام وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی طنین‌انداز خواهد شد. 📥 دریافت و شنیدن این موسیقی از وبسایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از - کافه‌شعر .
سلام بر کسانی که دلگرمیِ دیگرانند ، در حالی که خود غرق در غم هستند ..
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آره آقای رسولی ؛ منم باورم نمیشه که "فی‌امان‌الله" :))))))
هدایت شده از ~ آمازون ~
قرار ما نماز در مسجدالاقصی بود ، نه وداع در مصلی تهران آقاجان ..
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
دیدی آخر چشم خوردی... خوش قد و بالای من؟ :)
چون چاره نیست می‌روم و می‌گذارمت .. ای پاره پاره تن، به خدا می‌سپارمت :)
بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی» @m_molaie110