eitaa logo
۞ تلنگری برای زندگی ۞
25.1هزار دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
5.5هزار ویدیو
7 فایل
﷽ اینجا داستان زندگی شما گذاشته میشه تا تلنگری بشه به زندگیمون🥰❤️ @kosar_98_z👌ادمین محترم اگه ازین تلنگرا براتون پیش اومده برامون بفرستید! 🌹داستان هامون براساس واقعیت می‌باشد کانال تبلیغاتی ما 👇 https://eitaa.com/joinchat/594149760C83b845a7b3
مشاهده در ایتا
دانلود
۞ تلنگری برای زندگی ۞
پاشدیم رفتیم خونمون، بابام تا یساعت فقط داد میزد و فحش میداد و بدو بیراه میگفت بهم و مامانم سعی می
چند روز بعد آراس زنگ زدو گفت :یکی از دوستام با زن و بچش میخوان برن شمال، نظرت چیه باهم بریم چند روز گردش و تفریح کنیم!؟ گفتم آخه کارای شرکت مونده، گفت بی خیال کار هیچوقت تمومی نداره! انقد اصرار کرد که قبول کردم بابام مخالف بود و میگفت زشته ولی وقتی شنید تنها نیستیم رضایت داد. دو روز بعد اومد دنبالمو راه افتادیم سمت شمال البته تو راه دوستشم بما ملحق شد، ماشین اونا تیبا بود و پشت سر ما میومدن، آراس کلی خوراکی خرید و سرحال گفت بریم که خوشبگذرونیم حسابی😁 ولی من خيلی معذب بودم، اولین بار بود که میرفتم شمال ولی بهش نگفتم! یه آهنگ عاشقانه گذاشته بود و منظره چالوس رو نگا میکردم.. خیلی خوشگل بود و ترسناک تو راه رفتیم رستوران که اونجا دوستشو دیدم تو محضرم بود، زنشم یه زن فوق‌العاده بی حجاب و آزاد بود و با آراس خیلی صمیمی حرف میزدو میخندید حتی یکم ازش بدم اومد، نهار جوجه خوردیم و دوباره راه افتادیم غروب بود که بالاخره رسیدیم ویلای پدر آراس یه ویلای شیک و بزرگ یه مستخدم آقا هم داشت که درو برامون باز کرد و کلی عزت و احترام گذاشت. وقتی رفتیم تو بچه دوستش که یه پسر بچع 6 ساله بود و اسمش رامتین بود تو حیاط مشغول بازی شد، زنه دوستش نرسیده مانتو شو درآورد و با یه بلوز آستین سه ربع و شلوار راسته راحت میچرخید و شالشم همش از سرش میفتاد، عجبا خیلی حرصم گرفت، شوهرش گفت من از کت و کول افتادم می رم یکم دراز بکشم، دستشم انداخت دور کمر زنشو گفت اتاق ما کجاست؟ خیلی زن و شوهر چندشی بودن، حالم بهم خورد، یذره شرم و حیا نداشتن😤 ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 امیرالمومنین امامعلیعلیهالسلام: 💢 آسان گیری، رزق‌ها را سرازیر می‌کند. 📚غررالحکم 🌱 🌱 ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
11.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام...دنیای غیرت ومعرفت ومحبت.یعنی ایرانی جماعت... میگی نه.؟؟؟...پس این دوربین مخفی رو ببین تا اشکت جاری بشه..حالت خوب وخوب وخوب بشه...🌷❤❤🌷 دعوای عروس و داماد سر اجاره خونه جلوی بنگاه ! ❌ببینید مردم براشون چیکار کردن. بخدا قسم عجیب مردمی هستیم ما ایرانی ها، بیایید قدر این مهربانی خودمون را بدونیم و در سختی ها بیشتر کنار هم باشیم، که عمر زود می گذرد. ماملت امام حسینیم. ماملت لقمه حلالیم ماملت محبتیم ماملت عشقیم عشق.عشق.عشق❤️❣ ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
💢درک نعمت با کشیدن رنج 🟡 امام موسی کاظم علیه‌السلام می‌فرماید: «مَنْ لَمْ يَجِدْ لِلْإِسَاءَةِ مَضَضاً لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ لِلْإِحْسَانِ مَوْقِعٌ»؛ «کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد». 🔵 نعمت‌ها، خوشی‌ها و ایام سعادت و تندرستی، همیشگی و پایدار نیستند. انسان وقتی ارزش واقعی آن‌ها را می‌داند که از دستشان بدهد و دچار مشکل و گرفتاری شود. 📚 بحارالأنوار، 🌸🌿💞 ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
🔰امام جواد علیه السلام: هرکه به خواستگاری دختر شما آید و به تقوا و تدین و امانتداری او مطمئن می باشید با او موافقت کنید وگرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین پدید خواهد آمد. 🔅تهذیب الاحکام 🔱 🌸 🌿 ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
🌿🌺﷽🌿🌺 هر آنچه به زندگی دهید، همان را به شما باز خواهد داد. عشق بی نهایت را نثار خود و همه آنچه در زندگی‌تان قرار می‌گیرد کنید. به هر آنچه می‌نگرید نکته ای برای لذت بردن از آن بیابید و بگویید دوستت دارم دوستت دارم... این چنین است که امواج عشق رامی پراکنید و عشق بیشتری دریافت می‌کنید. و از حسِ آن عشق و سپاسگزاری لذت می‌برید. خداوند، مردمِ. سپاسگزار را دوست دارد. هر چه بیشتر سپاس گزار باشیم چیزهای بیشتری را برای سپاس گزاری در اختیارمان قرار می‌دهد. زندگی را سخت نگیرید. رها کنید و رها شوید. ببخشید و بخشیده شوید. زلال و پاک شوید و به پیام‌های درونی‌تان ایمان داشته باشید و برای همه آنچه در زندگی‌تان رخ می‌دهد سپاس گزار باشید. به هر اتفاق و موقعیتی بگویید متشکرم. حتی اگر در نظر شما خوب نیست، این قضاوت شماست، ایمان داشته باشید که در دل هر اتفاقی حتماً خیری هست. ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
♥️•࿐ مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد تو به دنیا آمدی مستیِ ما تمدید شد...🎊 🌱 •┈┈••✾❀🍃🌸🍃❀✾••┈┈• ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
💠 ناتوانی تمامی موجودات در شمارش فضائل حضرت علی علیه السلام 🔻پیامبر اکرم (ص) : اگر همه درختان باغ ها قلم شوند و تمام دریاها مرکب و جوهر جن ها حسابگر و انسان ها نویسنده گردند، نمی توانند فضائل علی علیه السلام را شمارش کنند. 📗بحار الانوار، ج ۲۸، ص ۱۹۷ ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
۞ تلنگری برای زندگی ۞
از خجالت روم نشد حرف بزنم، اونم بدتر انگار که کار اشتباهی کرده باشه دست و پاشو گم کرد و حسابی عرق
بلند شدو رفت بازم میوه بیار از شرش خلاص شدم..😮‍💨 البته فعلا نشستم کنار مادربزرگم و از ترسم جم نخوردم از جام مادر بزرگم انگار بو برده باشه نهار رو مه خوردیم در گوشم گفت سارا چیزی شده ننه! گغتم نه ننه خوبم گفت بریم خونه منم پام درد میکنه هان سرمو تکون دادم😓 دایبمو صدا زدو گفت مارو ببره خونه، همه ناراحت شدنو گفتن حالا که زوده ولی گلی ننه پاشدو گفت من جونم نمیگیره شما بمونین خوش بگذرونین من میرم خونه بخوابم خالم گفت پس سارا جان تو بمون ما خودمون میبریمت گفتم نه ننه تنها میمونه منم میرم باهاش، خالم اصرار کردو گفت بمون دیگه ننه میخواد بخوابه، مونده بودم چی بگم که گلی ننه به دادم رسیدو با اخم و تخم گفت ولش کن دیگه چرا زورش میکنی🤨 بعدم سوار شدیم و اومدیم خونه ننه یه چرت زد و پاپیچ من شد که چی شده سارا، کسی اذیتت میکنه هان! ؟ به ننه بگو خودم پارش میکنم، ولی منه احمق از خجالت روم نشد بگم، ترسیدم دعوا بشه آبروریزی بشه ای کاش میگفتم😣 گذشت.. فرداش سعید با زنش اومدن نهار پیش ما سعید دم بدیقه دنبال فرصت می‌گشت تا لمسم کنه 🤦‍♀ یبار اتفاقی مثلا وقتی ننه داشت با زن سعید حرف میزد به بهونه آب خوردن اومد آشپزخونه و محکم خودشو کوبوند به سینم بعدشم جوری بهم چسبید که.. اونشب انقد گریه کردم که چشمام درد گرفت، از ضعف و بیچارگی خودم بدم میومد، دلم به حال خودم میسوخت مونده بودم تو برزخ که چیکار کنم ولی هیچ راهی به ذهنم نمیرسید من هر دفعه قایمش میکردمو دعا میکردم دیگه نیاد سراغم ولی غافل ازینکه... ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا 🌸☘ یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لایَعْلَمُونَ خدایا؛ ما را بهتر از آنچه گمان می‌کنند؛ قرار ده و از ما آنچه را نمی‌دانند بیامرز ..🤍 🌿 •┈┈••✾❀🍃🌸🍃❀✾••┈┈• ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹@Talangoory🕊 ══❈═₪❅❅₪═❈══