روبه رو شدن با برخی حقایق، فهمِ فهم غلط، بیشتر از اینکه جالب باشه، میتونه انسان رو دچار حس نا امنی بکنه. اکثر مردم، درگیر خود بر حق بینی هستند. ما هم همینطور.باورهای بعضی هامون بیشتر بر اساس احساسات شکل میگیره نه شواهد و استدلال سقراطی.نظراتی که بیان می کنیم، همه از فیلتر شرایط مون تو گذشته و حال رد میشه. حتی وقتی می خواهیم مطلب علمی بگیم،اگه تو اون حال ناراحت باشیم یا هر حالت دیگه ای،قطعا اون حالت آگاهانه یا ناخودآگاه بر بیان ما تاثیر میزاره.تا اینجای مطلب چی می خوام بگم؟خودمون رو صد در صد برحق نبینیم.دیگران رو هم همینطور.به حرف هایی که می شنویم و می بینیم،شک کنیم و با نگاه اول نپذیریم.
تلاش کن اندوهت را دوستبداری شاید برود به رسم تمام چیزهایی که دوستداشتی و رفتند.
شکلات تلخ
فراموش میشوی! با اولین برف در مرداد ماه.
تا آخر عمرم بهت فرصت میدم بیای وگرنه دیگه فراموشت میکنم.
همهچیز در آخرین آدمی خلاصه میشود که در تنگنای شب به یاد میآورید؛ قلب شما آنجاست.