جایی راجع به سکوت میخوندم که
میگفت:
"سکوت، انتهای محبت ما به کسی است
که از او خشمی در خویشتن داریم،
اما توان از دست دادنش را نه...
اگر کتکم زده بود، میتوانستم ببخشم،
اما اینکه بدجور “نادیدهام” گرفت،
دیگر قابل بخشش نبود.
به یک جایی از زندگی که رسیدی
میفهمی رنج را نباید امتداد داد؛
باید مثل یکچاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد،
از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی…