یه شاعر اینجوری از چشم افتادن
رو توصیف میکنه: 👇
خراب شد تصویرش،
حتی اگر خدا فرستد
باران اسیدی برای تطهیرش
برف وپاکی برای تشبیهش
محمد و عیسی برای تضمینش
یا که شیطان برای تقصیرش
تمام شد، خراب شد تصویرش...
(مثل من که از چشمای تو افتادم)
+شاید از ترس این بود که زودتر رفتم...