- تامیلا -
دردِماحملهیِتروریستینیست ؛ دردموناینهکهداریمازجبههیِخودیمیخوریم
کاشمیدونستینهمیننیروهایِامنیتیکهمسخرهشونمیکنین
جونشونُگرفتنکفدستشون ؛ بخاطرامثالمنوشما
اینادارندفاعمیکنن ؛ کهتهش بچهانقلابیابگنخاکتوسرتونبااین
امنیتتون؟
کمکاریشده؟
قبول ، اماقرارنیستبهونهبدیم دستدشمن
ناراحتین؟
باشه ؛ منمناراحتم ، هممونناراحتیم
عزیزازدستدادین؟
منمازدستدادم ؛ هممونعزاداریم
اماقرارنیستبریمرویِسکویِقضاوت
دهنمونُبازکنیمُشروعکنیمازبالاتاپایینتوهینکردن
قرارنیستبکوبیمتوسرنظامُنیروهای
امنیتی
یادمونکهنرفتهحاجیچیگفت؟
حاجیگفتایرانحرماست ..
پایحرومیابهاینحرمبازشده؟
باشه ؛ پسحداقلماگلبهخودینزنیم
جایِاینکهبیوفتیمتوکویُبرزن
فریادبزنیمکه
آی ، کوامنیت ؛ کواقتدار ؛ کوانتقام
بعدمبشینیمبکوبیمبهنیروهایِامنیتی
بهیادبیاریمکه ؛ اگرهمیننیروهانبودن
ایران ، افغانستان
وتهران ، کابلبود .
بیخبرییهطرف ؛ اینکهبایدتویِ
لیستِشهدادنبالِاسمِعزیزتبگردییهطرف
ــــ- غرقِ ماتم -.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
* غرقِ زخمیم ولی قامتمان خم نشده .
-
محرز است به عاشقانِ مکتب سلیمانی ، کمتر از ''شهادت'' پاداش نمیدهند ؛ اما ایکاش کسی مرحم زخمهایِ ما باشد ..
- وَ اینبار بشنوید فرکانسِ کوچکی از غم بزرگِ لانه کرده میان قلبمان 🖤 .
.
کاری از تامیلا .
- تامیلا -
-
گفتم : چرامیخوایبری؟
گفت [ دیگهنمیتونمبمونم ، بایدبرم ]
ونهایتاًاکانتِدیلخوردهُپیامیبااین
مضمون " کنارمبمون " شدآخرینخاطره
*راستی ، چیمیشهآدما میرسنبهجاییکهرفتنُترجیحمیدنبهموندن؟
دکترهلاکوییمیگه :
کسیکهتوروبخواد ، هموقتداره
همحالترومیپرسه همحرفیکهنبایدبزنهرونمیزنه
همحرفیکهبایدبزنهرومیزنه
همکاریکهنبایدبکنهرونمیکنه
همبهاحساساتتاحتراممیزاره
ازمنُتو وُ صدنفرِدیگههمبهترمیفهمهُ
فراموشینداره .
کافیهفقطتوروبخواد*
عزیزِمن ؛ مازادهیِفراقیم
دلخوشیِفراقمانایناست ؛ که زیرِآسمانِشب ، ماهیراکهمیبینیم
رخساریاررامیبیند ..