زمانیکهعصبانیهستیُحالتخوبنیست ؛ حرفهایِتندنزن
خیلیفرصتداریکهحالتُعوضکنی ؛ اما
هیچوقتفرصتاینرونداریکه
بتونیحرفاییکهگفتیُعوضکنی*
- تامیلا -
بااین۵دقیقهوُ۲۳ثانیهمیشهمرد
میشهساعتهانشستُپیدرپیپلیکردُ
غوطهورشدتویِدلتنگی
میشهمجنونشد
میشهاشکریختُاشکریختُاشکریخت ..
اینصوتجانِماست ، اوراجانِخودبدانید*
- تامیلا -
بااین۵دقیقهوُ۲۳ثانیهمیشهمرد میشهساعتهانشستُپیدرپیپلیکردُ غوطهورشدتویِدلتنگ
نهنه ، [ پلیلیستِتامیلا ] جانِماست
اوراجانِخودبدانید*
گفتیآنچهمیانِماست ، ابدیست
فراموشکردمبپرسمعشقرامیگویی
یارنجرا ؟
میدونیاگهدرِیخچالروبازبذاریچیمیشه؟
وقتیدرِیخچالُبازبذاری ، علاوهبرخودش ، میخوادهوایِاتاقروهمخنککنه.
چونکارشاینهودستخودشنیست ، ولینمیتونهونهایتاموتورش
ازکارمیوفته ، قصهیِماهمدرست
مثلیخچاله.
میخوایمبههمهخوبیکنیم ، میخوایم
همهروخوشحالوراضینگهداریم ، همینهکهباعثمیشهحواسمونازخودمون
پرتبشهوخودمونُفراموشکنیم
آخرشمقلبمونمثلموتوریخچالازکار
میوفتهوُحتیذرهایاهمیتبهخودمونندادیم .