eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
628 عکس
119 ویدیو
10 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
- از‌لحاظِ‌زیبایی‌هایِ‌خونه‌خانجون‌.
بیاید باهم آیت‌الکرسی بخونیم که ایرانمون این دفعه هم ببره. 🪄
دمِ‌غیرتتون‌گرم‌مردایِ‌مرد‌ ؛ یادمون‌نره‌ این‌بچه‌ها‌همونایی‌هستن‌که‌‌با‌ تلاششون‌بعد‌از‌۲۳‌سال‌تا‌اینجا‌اومدن همونایی‌که‌بعد‌از‌بازی‌با‌ژاپن‌‌‌بیشتر‌از‌ قبل‌عزیز‌ملت‌شدن‌ ؛ قرار‌نیست‌بخاطر‌ یه‌بازی‌و‌یه‌باخت‌ ؛ تمام‌زحمات‌و‌ تلاش‌و‌دوندگی‌هاشونُ‌نادیده‌بگیریمُ‌ بکوبیمشون‌زمین‌. باید‌کنارشون‌باشیم‌ ؛ نه‌اینکه ‌مقابلشون‌‌بایستیم‌ حالا‌باید‌‌‌دستشونُ‌بگیریمُ‌بلندشون ‌کنیم‌ نه‌اینکه‌بیشتر‌به‌زمین‌‌بزنیمشون به‌قولی : گر‌بر‌سر‌نفس‌خود‌امیری‌ ، مردی‌ بر‌کور‌و‌کر‌ ، ار‌نکته‌نگیری‌ ، مردی‌ مردی‌نبوَد‌فتاده‌‌را‌پای‌زدن‌ گر‌دست‌فتاده‌ای‌بگیری‌ ، مردی!
این‌حجم‌ناکافی‌بودنم‌برای ‌اطرافیان‌ ؛ عجیبه.
- تامیلا -
- ایتامُ‌باز‌کردم‌ ، و‌با‌چنین‌صحنه‌ای ‌روبه‌رو‌شدم‌ زیبا‌نیست؟(((((((((((((((((((((((((:
تماس‌تصویری‌‌باهام‌گرفت‌ ؛ با‌دیدن‌اسمش‌رویِ‌صفحه‌گوشی‌‌‌ استرس‌گرفتم‌ راستش‌دستُ‌پامُ‌گم‌کرده‌بودم‌ ؛ این‌وقت‌شب؟‌ اون؟‌ تماس‌تصویری؟‌ با‌‌ترس‌‌‌‌دکمه‌برقراریُ‌لمس‌کردم‌‌ صداش‌پیچید‌تویِ‌گوشی‌ : سلام‌نرگس‌‌ ، خوبه‌حالت؟‌ من‌نجفم‌ ؛ قولُ‌قرارمونُ‌یادم‌نرفته‌آ‌ میدونم‌قرار‌بود‌باهم‌بیایم‌ ؛ اما‌ببخشید‌ همه‌چی‌خیلی‌یهویی‌شد‌‌ ولش‌کن‌مفصله‌داستانش‌ ؛ دوربینُ‌ میگیرم‌سمت‌گنبد‌ ؛ این‌تو‌این‌بابا‌علی‌.‌ هنگ‌کرده‌بودم‌ ؛ نه‌اینکه‌خوشحال‌نباشم‌آ‌ ، نه‌ فقط‌مغزم‌هندل‌نمیکرد‌ ؛ نمیدونستم‌ باید‌ازش‌دلخور‌باشم‌که‌زد‌زیر‌قرارمون‌ یا‌خوشحال‌باشم‌. ینی‌الان‌‌من‌میتونستم‌‌گنبد‌بابا‌علیُ‌ ببینم؟‌ میتونستم‌باهاش‌حرف‌بزنم‌؟‌‌ و‌بعله‌ ؛ یک‌ساعتِ‌تمام‌ دوربین‌گوشی‌به‌سمت‌‌گنبد‌بود‌ ، و‌من ‌یک‌ساعت‌مهمونِ‌نجف‌شدم. چی‌میخواستم‌ ، بهتر‌از‌این‌؟‌ قول‌گرفتم‌ازش‌ ؛ که‌سفر ‌بعدی‌دوتایی‌بریم‌ و‌نهایتا‌‌قرار‌شد‌که‌جای‌من‌نفس‌بکشه‌ تویِ‌هوایِ‌بهشتیِ‌نجف‌ ..