eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
574 عکس
117 ویدیو
8 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
دمِ‌غیرتتون‌گرم‌مردایِ‌مرد‌ ؛ یادمون‌نره‌ این‌بچه‌ها‌همونایی‌هستن‌که‌‌با‌ تلاششون‌بعد‌از‌۲۳‌سال‌تا‌اینجا‌اومدن همونایی‌که‌بعد‌از‌بازی‌با‌ژاپن‌‌‌بیشتر‌از‌ قبل‌عزیز‌ملت‌شدن‌ ؛ قرار‌نیست‌بخاطر‌ یه‌بازی‌و‌یه‌باخت‌ ؛ تمام‌زحمات‌و‌ تلاش‌و‌دوندگی‌هاشونُ‌نادیده‌بگیریمُ‌ بکوبیمشون‌زمین‌. باید‌کنارشون‌باشیم‌ ؛ نه‌اینکه ‌مقابلشون‌‌بایستیم‌ حالا‌باید‌‌‌دستشونُ‌بگیریمُ‌بلندشون ‌کنیم‌ نه‌اینکه‌بیشتر‌به‌زمین‌‌بزنیمشون به‌قولی : گر‌بر‌سر‌نفس‌خود‌امیری‌ ، مردی‌ بر‌کور‌و‌کر‌ ، ار‌نکته‌نگیری‌ ، مردی‌ مردی‌نبوَد‌فتاده‌‌را‌پای‌زدن‌ گر‌دست‌فتاده‌ای‌بگیری‌ ، مردی!
این‌حجم‌ناکافی‌بودنم‌برای ‌اطرافیان‌ ؛ عجیبه.
- تامیلا -
- ایتامُ‌باز‌کردم‌ ، و‌با‌چنین‌صحنه‌ای ‌روبه‌رو‌شدم‌ زیبا‌نیست؟(((((((((((((((((((((((((:
تماس‌تصویری‌‌باهام‌گرفت‌ ؛ با‌دیدن‌اسمش‌رویِ‌صفحه‌گوشی‌‌‌ استرس‌گرفتم‌ راستش‌دستُ‌پامُ‌گم‌کرده‌بودم‌ ؛ این‌وقت‌شب؟‌ اون؟‌ تماس‌تصویری؟‌ با‌‌ترس‌‌‌‌دکمه‌برقراریُ‌لمس‌کردم‌‌ صداش‌پیچید‌تویِ‌گوشی‌ : سلام‌نرگس‌‌ ، خوبه‌حالت؟‌ من‌نجفم‌ ؛ قولُ‌قرارمونُ‌یادم‌نرفته‌آ‌ میدونم‌قرار‌بود‌باهم‌بیایم‌ ؛ اما‌ببخشید‌ همه‌چی‌خیلی‌یهویی‌شد‌‌ ولش‌کن‌مفصله‌داستانش‌ ؛ دوربینُ‌ میگیرم‌سمت‌گنبد‌ ؛ این‌تو‌این‌بابا‌علی‌.‌ هنگ‌کرده‌بودم‌ ؛ نه‌اینکه‌خوشحال‌نباشم‌آ‌ ، نه‌ فقط‌مغزم‌هندل‌نمیکرد‌ ؛ نمیدونستم‌ باید‌ازش‌دلخور‌باشم‌که‌زد‌زیر‌قرارمون‌ یا‌خوشحال‌باشم‌. ینی‌الان‌‌من‌میتونستم‌‌گنبد‌بابا‌علیُ‌ ببینم؟‌ میتونستم‌باهاش‌حرف‌بزنم‌؟‌‌ و‌بعله‌ ؛ یک‌ساعتِ‌تمام‌ دوربین‌گوشی‌به‌سمت‌‌گنبد‌بود‌ ، و‌من ‌یک‌ساعت‌مهمونِ‌نجف‌شدم. چی‌میخواستم‌ ، بهتر‌از‌این‌؟‌ قول‌گرفتم‌ازش‌ ؛ که‌سفر ‌بعدی‌دوتایی‌بریم‌ و‌نهایتا‌‌قرار‌شد‌که‌جای‌من‌نفس‌بکشه‌ تویِ‌هوایِ‌بهشتیِ‌نجف‌ ..
- تامیلا -
از‌ساعت ِ۱۲‌شب‌به‌بعد به‌بعد‌یه‌هرمونی‌تو‌بدن‌ترشح‌‌میشه‌‌به‌ اسم ِ ؛ خریت این‌هرمون‌باعث‌میشه‌‌یه‌ح
هورمون‌خریتم‌فعال‌شده‌ اگه‌همین‌الا‌ن‌نخوابم‌ ؛ ممکنه‌تمام‌ زندگیمُ‌یک‌شبه‌به‌فنا‌بدم‌ بخواب‌نرگس‌ ؛ خواهش‌میکنم‌بخواب.
- تامیلا -
- عتیقه‌هایِ‌خاک‌خورده‌یِ‌ته‌گالری -
- عتیقه‌هایِ‌خاک‌خورده‌یِ‌ته‌گالری -
کم‌دوست‌داشتن‌رابلد‌نیستم ، تمامِ زخم‌هایِ‌من‌ازدوست‌داشتن‌زیاداست .
حرف‌زدن‌با‌آدمی‌که‌تورو‌میفهمه‌‌و ‌‌‌‌‌جزئیات‌اخلاقی‌تُ‌بلده‌ ؛ یکی‌از‌قشنگترین‌حسایِ‌دنیاست‌.
دارم‌میرم‌گیلان‌ ؛ و‌باز‌هم‌نمیتونم ‌مهنا‌رو‌ببینم‌ ، عالی‌نیست؟🙂🙂
ای‌اندوه ، آیازانوانت‌اززانوزدن‌برسینه‌هامان به‌درد‌نیامد؟ .
هر‌زمان‌عکسایِ‌گالریم‌تموم‌‌میشه‌‌یا‌تکراری‌ ، به‌گالری‌داییم‌پناه‌میبرم‌.‌ یه‌عکسایی‌ازم‌داره‌ ، که‌خودمم‌ندارمشون‌