- تامیلا -
عاشقتبودمولیناجورسوزاندیمرا ،
نقرهداغشمیکنمدلرا اگریادتکند .
عجیباستاینبشرِدوپا
میگوید ؛ میشکند ؛ میگذرد
ونهایتاباجملهی ؛ [ ببخشید ] همهچیزراسرهممیکند ؛ دریغازاینکهدلِشکسته
دیگرمثلقبلنمیتپد.
گاهیرفتنُدلکندن ؛ نشانازتنفرنیست.
بعضیرفتنها ؛ ازرویِعلاقهاست ..
توزبانعربییهکلمههستبهاسمِ
[ الوُجُـوم ] : یعنیدردیکهصاحبشرو لالمیکنه.
وانگارخیلیامونبهشدچاریم ..
انقدرخستهامکهدلممیخوادبشینمیه
گوشه ؛ وبهگذرعمروُاتفاقاتزندگی
نگاهکنم ؛ وتنهاواکنشمیهلبخندباشه.