eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
628 عکس
119 ویدیو
10 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
هر‌بار‌که‌سوتی‌میدم‌ ؛ اینجوری‌ام‌که‌ : نرگس‌جان‌ ، کِی‌میخوای‌آدم‌شی؟‌‌
- تامیلا -
هر‌بار‌که‌سوتی‌میدم‌ ؛ اینجوری‌ام‌که‌ : نرگس‌جان‌ ، کِی‌میخوای‌آدم‌شی؟‌‌
سوتی‌ای‌که‌امروز‌دادم‌ ، طوریه‌که‌ آیندگان‌تا‌هزار‌سال‌ِ‌پیش‌رو‌‌میتونن‌بگن‌و‌ ساعت‌ها‌بهم‌بخندن‌. وای‌خدای‌ِ‌من‌‌((((((((((((((((((((((((((((((((:
کاش‌زندگی‌قابلیتِ‌اینوداشت‌که‌ بعضی‌لحظه‌هارو‌ذخیره‌کرد‌تویِ‌سیو‌ مسیجش‌‌‌‌ ، تا‌هروقت‌دلتنگ‌شدی ‌دوباره‌و‌ُ‌دوباره‌تجربه‌ش‌کنی‌ کاش‌میشد‌تویِ‌بعضی‌لحظه‌ها‌برایِ‌ همیشه‌موند‌‌وُ‌متوقف‌شد‌ .. کاش‌میشد‌بعضی‌لحظه‌هارو‌برایِ‌ همیشه‌‌زندگی‌کرد‌.
درزندگی‌زخم‌هایی‌هست‌که‌مثل‌خوره‌روح‌را آهسته‌درانزوامی‌خوردُمی‌تراشد . _صادق‌ هدایت
ما‌‌درد‌هایمان‌را‌زندگی‌میکنیم‌ ؛ و‌از‌پسِ‌ هر‌غم‌لبخند‌زنان‌بیرون‌می‌آییم.
یه‌تنه‌دارم‌‌تمامِ‌روابط‌اجتماعی‌وُ‌ ؛ احساسی‌وُ‌‌فردی‌وُ‌خانوادگیمُ‌‌خراب‌ میکنم‌و‌عملا‌گند‌میزنم‌به‌ همشون‌ ؛ و‌اینجوریم‌که‌ : [ حواست‌هست‌داری‌چیکار‌میکنی‌زن؟‌ ] اما‌حقیقت‌اینه‌که‌من‌دیگه‌واقعاتوانی ‌برایِ‌تلاش‌کردن‌و‌‌حفظ‌کردنِ‌‌روابطم ‌ندارم ، دیگه‌بلد‌نیستم‌باید‌چیکار‌کنم.
من که داشتم میخندیدم ، تو چرا به غم چشم‌هام نگاه میکردی؟ .
- پیرامونِ‌اتفاقات‌غزه‌‌ ؛ بیمارستان‌شفا‌ و .. هیچ‌چیزی‌نمیتوانم‌‌بنویسم‌.‌ نه‌اینکه‌نخواهم‌ ؛ نه‌! قلم‌یاری‌نمیکند‌ ، زبان‌قاصر‌است ‌برایِ‌روایتِ‌این‌جنایت‌‌‌ هر‌بارکه‌‌‌خواستم‌بنویسم‌ ؛ به‌خودم‌امدم‌‌ ، غرق‌شده‌بودم‌در‌اشک‌‌ به‌خودم‌امدم‌دیدم‌ ، قلبم‌مچاله‌شده‌ حتی‌تصورش‌برایم‌غیر‌ممکن‌است.‌ اینها‌انسان‌اند؟‌ من‌که‌شک‌دارم‌ ، چگونه‌میشود‌‌انسان بودوُ‌در‌برابر‌چشمان‌ِ‌همسری‌به‌‌بانویش‌‌جسارت‌کرد؟‌ آنها‌چگونه‌ .. وای‌ ؛ وای‌که‌حتی‌زبانم‌نمیچرخد‌بگویم وای‌که‌حتی‌‌‌‌آدمی‌شرم‌میکند‌ازبیان‌این ‌واقعه‌. خبر‌‌سهمگین‌است‌ ؛ اینبار‌اما‌‌رعشه ‌انداخته‌برتنِ‌مردانمان‌‌‌ مردانی‌که‌اگر‌دستشان‌میرسید‌ ، درهم‌میشکستند‌گردن‌کسانی‌‌که‌این‌ جنایت‌را‌مرتکب‌شدند‌.‌ آخر‌اینان‌ ؛ خاطره‌یِ‌خوبی‌از‌‌‌معجر‌وُ‌ اهانت‌ِ‌به‌بانویی‌در‌برابر‌چشمان‌همسرو‌ فرزندانش‌ندارند ، آخر‌اینان‌‌روضه‌ی‌مادر‌شنیده‌اند‌. دلِ‌سنگ‌هم‌اگر‌بود‌ ؛ آب‌که‌نه‌ ذره‌ذره‌‌‌شرم‌میشد‌وُ‌از‌اشک‌‌رودی‌به‌راه‌می‌انداخت.‌ هیچ‌ندارم‌که‌بگویم‌‌ ؛ فقط‌کاش‌ این‌خبرهایِ‌جان‌گداز‌وُ‌‌طاقت‌فرسا‌ این‌جنایات‌‌زجر‌آور‌ ؛ هیچوقت‌برایمان‌ عادی‌نشود‌ ؛ و‌‌فراموش‌نکنیم‌‌‌‌‌‌. وهمان‌که‌گفت‌ [ صدپسر‌در‌خون‌بغلتد‌ دخترانِ‌بیمارستان‌شفا ... ] نهایتا‌هیچ‌کاری‌از‌دستانمان‌بر‌نمی‌آید‌و‌ ما‌کلافه‌تراز‌سابق‌‌دست‌بر‌دعا‌برمیداریم‌ُ‌ مدام‌زیر‌لب‌دعایِ‌فرج‌میخوانیم.[ اللهم‌أنا‌نشکوا‌إلیک‌غیبةولینا ]
- خشت‌اول‌‌‌را‌اگر‌زهرا‌گذارد‌در‌بقیع‌ تا‌ثریا‌میرود‌دیوار‌ایوان‌حسن . . * بجا‌مونده‌از‌امشب‌وُ‌زیبایی‌هایِ‌هیئت‌.‌ [ ششمِ‌فروردین‌چهارصد‌وُ‌سه‌ ؛ شب ‌تولد‌امام‌حسن‌مجتبی‌ ، مسجد‌ارک ]
‌امشب‌‌متوجه‌شدم‌‌ ؛ مهارت‌ِ‌آقایون‌ درزمینه‌یِ‌ [ کِل‌کشیدن ] از‌خانوما‌ خیلی‌بیشتره‌😂.
- تامیلا -
- عتیقه‌هایِ‌خاک‌خورده‌یِ‌ته‌گالری -
- عتیقه‌هایِ‌خاک‌خورده‌یِ‌ته‌گالری -