- تامیلا -
اینخوشگلهرومیبینید؟
پیشیِخونهیِخانجونه، حالااسمشچیه؟ لئو
البتهلئواسمیهکهمابراشانتخابکردیم
خانجوناما، دارچینصداشمیزنه
ومعتقدهخیلیماسمشنازه.
خلاصهکه، باخانجونرفیقِرفیقشده✨
- تامیلا -
بهآدمِتویآینهنگاهمیکنم. امروزچندمه؟ راستیراستیرقماازدستمدررفته. انگارایننرگسیکهان
بینِپیامایاینجا؛ دنبالیهچیزیمیگشتم
تابهاینجارسیدموتبریکایِتولدپارسالم.
یهدوردیگهباخوندنپیاماازتهقلبم، خندیدم.
چقدراینتولدبرامسرشارازلبخندبود(((:
واماتولدامسالم، سرشارازبغضوغمبود.
غمناکورنجورگذشت ..
چقدرآدمیزاد، طفلکیه*
پرسید، چجورآدمیهستی
ودرجوابدلممیخواستبگم
[ عزیزِمن، منآدمشب، چاووشی، قربانی، وشجریانم ]
اسنپیه[ دخترایرونیمثلگله، چهرنگوبوییداره ] پلیکردهودارهاز عمقوجودشمایهمیزارهو
همخونیمیکنه.
والااینبندهخداهمفهمیددخترابرکتن، بعدهنوزیهعدهاینبرکتخداروحروم
میکنن.