- تامیلا -
بگیدکهچقدرعکساخوشگله؛ ونازنازیمکنید.
هرچند، سوژهخیلیزیبابوده؛ وگرنه
ماکارهاینیستیمکه ..
روزهاییکهبارونمیاد، واقعاحالمخوبه.
دلممیخوادباپلیلیستمزیربارونقدمبزنمو تمومِخیابونایتهرانوُمترکنم، بهآدمها لبخندبزنم، قهوهبخورم، بههربچهای کهمیبینمشکلاتبدم، گلبخرمو ..
اماامروزکهدیدمتهرانباروناومده، دلم
هیچکدومازاینارونخواست.
امروزفقطمیخوامبرمزیرپتووگریهکنم.
امروزیکانسانگریزِغمینم*
تامیلا.PWAC-20260208_143943_958.mp3
زمان:
حجم:
32.1M
برایروزهایِبارونی، برایمسافتهایِ طولانیوجاده، برایقدمزدن، برایتهرانِغمگین، برایروزهایِغمآلود، اصلابرایِهمیشه؛ فقطچاووشی*
تمامشببیخوابیکشیدمومدامبهاین
فکرمیکردمکهدلتنگم.
دلتنگِچی؟ نمیدونم.
منیهآدمیزادم، وهمینبشردوپاهمیشه
دلتنگه.
- تامیلا -
تمامشببیخوابیکشیدمومدامبهاین فکرمیکردمکهدلتنگم. دلتنگِچی؟ نمیدونم. منیهآدمیزادم، و
البتهاضافهکنمکهتمامشب، بهاینموضوعکه
صبحچطورقرارهباآدمهاروبهروبشمو
برخوردکنمهمفکرکردم.
نتیجه؟ شایدبایدرویِیککاغذبهرسمالخطبزرگ
بنویسم
[ امروزغمیهستم. نزدیکنشوید، غمیمیشوید؛ بماندبرایِبعد ] واونرورویِ پیشونیمبچسبونم.
راستشروبخوای، امروزبرایِانسانبودن
زیادیخستهام.