ازصبحمثلپدرمردههادارمگریهمیکنم
انقدرخودموزدمتاشایدازاینخواببیدارشم
دورتبگردممنبیادیگه، بیایهسخنرانی
کنبازدلگرممونکن.
توروخداپاشوآقا، توروجدتپاشو
پاشوتوقرارهبرایسرداراتنمازبخونی
دورتبگردم
توروخداپاشو، دشمنشادموننکن
توروخداتنهانزارمون.
منسرخاکعزیزاماینجوریگریهنکردهبودم
چیکارکردیباماآقا، چیکارکردیکهمثل
کساییکهیتیمشدمگریهمیکنم؟
دیروزکهبهمزنگزدنگفتندوبارهخونه
روزدن
هزاربارباخودمتکرارکردم، هرچقدرهم
بزننخونههامونو، حتیاگهبرایباردومهمباشه
فدایسرامامزمانوآقا.
فدایسراینانقلاب.
حالاچیبگم؟
حالابااینشیشههاوسقففروریخته
چیکارکنم؟
بهچیدلگرمکنمحالا؟
سردارگفتهبود [ خامنهایعزیزرا عزیزِجانخودبدانید ]
غلطکردمآقا؛ غلطکردماگهندونستم
توروخدافقطپاشو، سرجدتپاشو.
ازصبحهزاربارشبکههاروبالاپایینکردم
هزاربارکانالایخبریروبازکردم
هزاربارزدمتوصورتم، هزاربارازبقیه پرسیدم، هزارباررفتمتوخیابونا
میشهمگه؟
مگهقرارنبودپرچموبدیدستامامزمان؟
چیشدپسس؟
میبینی؟
دشمنشادشدیم، رفتمبیرون
دیدمباندآوردن، دارنمیرقصن؛ دارنهلهلهمیکنن، دارنشیرینیپخشمیکنن.
حروملقمههامنبرایمورچهایکهمرده
دلممیسوزه، چجوریمیتونید؟
چهلقمهایخوردید؟
چیکارکردید؟
تورممثلجدتشهیدکردندورتبگردم.
۱۴۰۰سالپیشبالایپیکربیجونوبیسر
حسین(ع)هلهلهکردن، کفزدن، رقصیدن
جشنشرابگرفتنوشیرینیدادن.
بمیرمبراتکهمثلجدتغریبگیرآوردنت
توهمجلویخانوادتشهیدشدی.
آقایماگفت [ منزیربیرقابلفضلالعباسم ]
آخابوفاضل، ابوفاضلمیبینی؟
ابوفاضلحواستهستبهما؟
ابوفاضلسوختیم، ابوفاضلآتیشگرفتیم
دیدی؟ آقایماهممثلتواماننامهنخواست
ایستاد؛ محکم، وآخرشممثلجدششهیدشکردن.
یلیبود، همهازشمیترسیدن، جرعتنداشتنرودرروباهاشبجنگن
دیدیابوفاضل؟ آقایمارومظلومانه
شهیدکردن.
میبینی؟
دارمبلندبلندبراتگریهمیکنم.
نرگسیکهخجالتمیکشیدکسیاشکاشو
ببینهحالادارهبراتدادمیزنه.