دیروزکهبهمزنگزدنگفتندوبارهخونه
روزدن
هزاربارباخودمتکرارکردم، هرچقدرهم
بزننخونههامونو، حتیاگهبرایباردومهمباشه
فدایسرامامزمانوآقا.
فدایسراینانقلاب.
حالاچیبگم؟
حالابااینشیشههاوسقففروریخته
چیکارکنم؟
بهچیدلگرمکنمحالا؟
سردارگفتهبود [ خامنهایعزیزرا عزیزِجانخودبدانید ]
غلطکردمآقا؛ غلطکردماگهندونستم
توروخدافقطپاشو، سرجدتپاشو.
ازصبحهزاربارشبکههاروبالاپایینکردم
هزاربارکانالایخبریروبازکردم
هزاربارزدمتوصورتم، هزاربارازبقیه پرسیدم، هزارباررفتمتوخیابونا
میشهمگه؟
مگهقرارنبودپرچموبدیدستامامزمان؟
چیشدپسس؟
میبینی؟
دشمنشادشدیم، رفتمبیرون
دیدمباندآوردن، دارنمیرقصن؛ دارنهلهلهمیکنن، دارنشیرینیپخشمیکنن.
حروملقمههامنبرایمورچهایکهمرده
دلممیسوزه، چجوریمیتونید؟
چهلقمهایخوردید؟
چیکارکردید؟
تورممثلجدتشهیدکردندورتبگردم.
۱۴۰۰سالپیشبالایپیکربیجونوبیسر
حسین(ع)هلهلهکردن، کفزدن، رقصیدن
جشنشرابگرفتنوشیرینیدادن.
بمیرمبراتکهمثلجدتغریبگیرآوردنت
توهمجلویخانوادتشهیدشدی.
آقایماگفت [ منزیربیرقابلفضلالعباسم ]
آخابوفاضل، ابوفاضلمیبینی؟
ابوفاضلحواستهستبهما؟
ابوفاضلسوختیم، ابوفاضلآتیشگرفتیم
دیدی؟ آقایماهممثلتواماننامهنخواست
ایستاد؛ محکم، وآخرشممثلجدششهیدشکردن.
یلیبود، همهازشمیترسیدن، جرعتنداشتنرودرروباهاشبجنگن
دیدیابوفاضل؟ آقایمارومظلومانه
شهیدکردن.
میبینی؟
دارمبلندبلندبراتگریهمیکنم.
نرگسیکهخجالتمیکشیدکسیاشکاشو
ببینهحالادارهبراتدادمیزنه.
ازصبحهزاربارچفیهتروبغلکردم، هزارباربوشکردم، باباآقاقراربودایندفعه
ازتانگشتربگیرم.
توروخداپاشو، نزارباورکنیمدیگهنیستی.
حرومزادهها،
اگهیهدرصد، فقطیهدرررصدباملایمت رفتارمیکردم
یهدرصدارومبودمیهدرصد، یهدرصد،
دیگهتمومشد.
بهخونبیگناهتقسم
دیگهملایمتیدرکارنیست، بقیهرونمیدونمامامن
شدهخونمبریزه، تیکهتیکهبشم
همونطورکهسیدعزیزگفت، تیکههامو آتیشبزننوخاکسترموبهبادبدن
دستازتبرنمیدارم.
ازمظلومیتتمیگم، ازتومیگم
اسمتودااادمیزنم، پایآرمانتمیمونم
دیگهمثلقبلنیستآقاسیدعلی.
ازامروزهرکسیبخوادازتبدبگه، هرکسی
بخوادشادیکنهبرات، هرکسی میخوادباشه، حتیاگههمخونمباشه، بهشمیگمحرومزاده.
اینجانهضتحرومزادههاوحلالزادههاست.
شادیمیکنیدحرومزادهها؟
میرسهروزیکهبالایسرتونشادیکنیم
میرسهروزیکهبعدازپیروزیخوشحالی
کنیموبالاسرتونکِلبکشیم.
دیرنیستاونروز؛ دیرنیستحرومزادهها.