بچههامنالانفهمیدم، اونبچهکوچولوییکههرشبمیدیدمشوباهمدوستشدیم
شهیدشده(:
پسربچهیِ۷سالهیِطفلکی.
امیرعلیِنازم(:
انقدرداغدیدمدیگهاحساسمیکنم
سرّشدم، انگاردیگهاشکینیست
فقطفریادهونگاه.
اینکهیکدفعهبدنمخالیمیکنه
واقعاخوبنیست.
الانوقتشنیستبدنِعزیزم، دوومبیارتوروخدا.
همینالانآجیلمشکلگشاییکه
خانجونبهمدادهبودروتویجیبمپیدا
کردمو
چیهاینلبخندیکهنمیشهجمعشکرد؟(:
همینالانفهمیدمیکیازبچههایِاینجا
عروسشدهولبخندچیه؟
پاشوخودتوجمعکننرگس؛ اینهمه
ذوقولبخندچیهآخهزن((((((((((((((((((((:
- تامیلا -
همینالانفهمیدمیکیازبچههایِاینجا عروسشدهولبخندچیه؟ پاشوخودتوجمعکننرگس؛ اینهمه ذوقول
ازاولجنگتاحالالبخندنزدهبودم
ذوقنکردهبودم، وحالامقادیربسیارزیادیذوقولبخندم
والبتهکمینرگس.
- تامیلا -
ازاولجنگتاحالالبخندنزدهبودم ذوقنکردهبودم، وحالامقادیربسیارزیادیذوقولبخندم والبتهکمی
ازچشاماکلیلدارهمیپاشهبیرونواسه
اینبچه(:
یادمنمیرهچقدرامروزخوشحالشدمبرات
ننه(((:
خوشبختبشیآخهدخترِنازم🤍✨