اینسخنانِاباعبداللهاست، هنگامیکه
علیِششماههرادرمقابللشکروبر
رویدستانشگرفتهبود :
[ رحمکنید، منتبگذارید، بهاینکودک
رحمکنید.
ببینیدچگونهلبانخشکشرابههم
میزند.
منتبگذارید، منتبگذارید، منتبگذارید.
فقطیکجرعه، فقطکمیآببرایاین
طفل، حتیچندقطرههمبرایِاوکفایتمیکند. ]
حرفهایحسینتمامنشدهبود، کهحرمله پاسخشرادرکمانگذاشت.
منکهنمیدانم، تاریخنویسانوراویان اینگونهمیگویند.
خدابهمادرشصبردهد.
هرچیسطلیهروجلویِبیرانوندقربونی
کنیدلطفا.
واقعاارتشِیکنفرهبودیآقابیرو، دمتگرم.
آخچهمیسوزهسطلی، فکرکن هزاردلاربدیکهفقطبریباختتیم
کشورتروببینی.
اشکالندارهسطلی. آرومباش، پیشمیاد.
- تامیلا -
آقایاباعبدالله، شیربچههایِایرانی
نامِشما، وپرچمِمزینبهاسممبارکتون روتوبلادکفربالابردن.
اسمتبرکتدارهدورتبگردم(: